<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} @font-face {font-family:Times; panose-1:2 2 6 3 6 4 5 2 3 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:7 0 0 0 147 0;} @font-face {font-family:"B Zar"; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:AR-SA;} p.MsoFooter, li.MsoFooter, div.MsoFooter {mso-style-unhide:no; mso-style-link:"Footer Char"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; tab-stops:center 207.65pt right 415.3pt; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:AR-SA;} span.FooterChar {mso-style-name:"Footer Char"; mso-style-unhide:no; mso-style-locked:yes; mso-style-link:Footer; mso-ansi-font-size:12.0pt; mso-bidi-font-size:12.0pt; mso-bidi-language:AR-SA;} p.subtitle, li.subtitle, div.subtitle {mso-style-name:subtitle; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:"Times","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"Times New Roman"; color:#0000CC; mso-bidi-language:AR-SA; font-weight:bold;} p.title, li.title, div.title {mso-style-name:title; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:18.0pt; font-family:"Times","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"Times New Roman"; color:#0000CC; mso-bidi-language:AR-SA; font-weight:bold;} p.subscript, li.subscript, div.subscript {mso-style-name:subscript; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; border:none; mso-border-alt:dotted windowtext .75pt; padding:0cm; mso-padding-alt:2.0pt 2.0pt 2.0pt 2.0pt; font-size:9.0pt; font-family:"Tahoma","sans-serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; color:black; mso-bidi-language:AR-SA;} p.footer, li.footer, div.footer {mso-style-name:footer; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:9.0pt; font-family:"Times","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"Times New Roman"; color:black; mso-bidi-language:AR-SA; font-weight:bold;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-size:10.0pt; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt;} @page Section1 {size:419.6pt 612.1pt; margin:44.95pt 45.6pt 53.95pt 46.75pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; border:windowtext 12.0pt; mso-page-border-art:flowers-pansy; padding:24.0pt 24.0pt 24.0pt 24.0pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->
به نام خدا
مقدمه
لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است . در
خود قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است . علیهذا در اصل مطلب از
جنبه اسلامی نمیتوان تردید کرد .
پوشیدن زن خود را از مرد بیگانه یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و
زنان اجنبی است ، همچنانکه عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر
از مظاهر آن است . این بحث را در پنج بخش باید رسیدگی کرد :
1 - آیا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمین به
غیر مسلمین سرایت کرده است ؟ یا از مختصات اسلام و مسلمین نیست و در
میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است ؟ .
2 - علت پوشش چیست ؟ .
چنانکه میدانیم در میان حیوانات هیچگونه حریمی میان جنس نر و جنس
ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه با یکدیگر معاشرت میکنند . قاعده اولی
طبیعی این است که افراد انسان نیز چنین باشند . چه موجبی سبب شده که میان جنس زن و مرد حریم و حائلی به صورت
پوشیدگی زن یا به صورت دیگر به وجود آید ؟ .
اختصاص به پوشش ندارد ، در مطلق اخلاق جنسی جای چنین سؤالی هست .
درباره حیا و عفاف نیز همین پرسش هست . حیوانات در مسائل جنسی احساس
شرم نمیکنند ولی در انسان بالاخص در جنس ماده حیا و شرم وجود دارد .
3 - فلسفه پوشش از نظر اسلام .
4 - ایرادها و اشکالها .
5 - حدود پوشش اسلامی چیست ؟ .
آیا اسلام طرفدار پرده نشینی زن است همچنانکه لغت " حجاب " بر این
معنی دلالت میکند ، یا اسلام طرفدار این است که زن در حضور مرد بیگانه
بدن خود را بپوشاند بدون آنکه مجبور باشد از اجتماع کنارهگیری کند ؟ و در
صورت دوم حدود پوشش چقدر است ؟ آیا چهره و دو دست تا مچ نیز باید
پوشیده شود یا ماورای چهره و دو دست باید پوشیده شود اما چهره و دو دست
تا مچ پوشیدنش لازم نیست ؟ و در هر حال ، آیا در اسلام مسألهای به نام "
حریم عفاف " وجود دارد یا نه ؟ یعنی آیا در اسلام مسأله سومی که نه "
پرده نشینی " و " محبوسیت " و نه " اختلاط " باشد وجود دارد یا خیر
؟ و به عبارت دیگر آیا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است یا
نه ؟ .
اینها پرسشهائی است که این کتاب بدانها پاسخ میگوید .
بخش اول تاریخچه حجاب :
1 - آیا در میان ملل دیگر قبل از اسلام حجاب بوده است ؟
2 - وضع حجاب در جاهلیت عرب .
3 - حجاب در قوم یهود .
4 - حجاب در ایران باستان .
5 - حجاب در هند .
تاریخچه حجاب
اطلاع من از جنبه تاریخی کامل نیست . اطلاع تاریخی ما آنگاه کامل است
که بتوانیم درباره همه مللی که قبل از اسلام بودهاند اظهار نظر کنیم . قدر
مسلم اینست که قبل از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است .
تا آنجا که من در کتابهای مربوطه خواندهام در ایران باستان و در میان
قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده
سختتر بوده است . اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به
وسیله اسلام در عرب پیدا شده است .
ویل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاریخ تمدن " ( ترجمه فارسی ) راجع
به قوم یهود و قانون تلمود مینویسد : .
" اگر زنی به نقض قانون یهود میپرداخت چنانکه مثلا بی آنکه چیزی بر
سر داشت به میان مردم میرفت و یا در شارع عام نخ میرشت یا با هر سنخی
از مردان درد دل میکرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانهاش تکلم
مینمود همسایگانش میتوانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق
داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد " .
علیهذا حجابی که در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامی چنانکه
بعدا شرح خواهیم داد بسی سختتر و مشکلتر بوده است .
در جلد اول " تاریخ تمدن " صفحه 552 راجع به ایرانیان قدیم میگوید :
.
" در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند ، با کمال آزادی و با روی
گشاده در میان مردم آمد و شد میکردند . . . " .
آنگاه چنین میگوید :
" پس از داریوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد .
زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی
خود را حفظ کردند ولی در مورد زنان دیگر ، گوشهنشینی زمان حیض که
برایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعیشان
را فرا گرفت ، و این امر خود مبنای پردهپوشی در میان مسلمانان به شمار
میرود . زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان
روپوش دارد از خانه بیرون بیایند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمیشد که
آشکارا با مردان آمیزش کنند . زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو
پدر با برادرشان باشد ببینند . در نقشهائی که از ایران باستان بر جای
مانده هیچ صورت زن دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد . . . "
.
چنانکه ملاحظه میفرمائید حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حکمفرما
بوده ، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده میشدهاند .
به عقیده ویل دورانت مقررات شدیدی که طبق رسوم و آئین کهن مجوسی
درباره زن حائض اجرا میشده که در اتاقی محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگی دوری میجستهاند و از
معاشرت با او پرهیز داشتهاند سبب اصلی پیدا شدن حجاب در ایران باستان
بوده است . در میان یهودیان نیز چنین مقرراتی درباره زن حائض اجرا
میشده است .
اما اینکه میگوید : " و این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان
به شمار میرود " منظورش چیست ؟ .
آیا مقصود اینست که علت رواج حجاب در میان مسلمانان نیز مقررات
خشنی است که درباره زن حائض اجرا میشود ؟ ! همه میدانیم که در اسلام
چنین مقرراتی هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از
برخی عبادات واجب نظیر نماز و روزه معاف است ، و همخوابگی با او نیز
در مدت عادت زنانگی جایز نیست ، ولی زن حائض از نظر معاشرت با
دیگران هیچگونه ممنوعیتی ندارد که عملا مجبور به گوشهنشینی شود .
و اگر مقصود اینست که حجاب رایج میان مسلمانان عادتی است که از
ایرانیان پس از مسلمان شدنشان به سایر مسلمانان سرایت کرد ، باز هم سخن
نادرستی است . زیرا قبل از اینکه ایرانیان مسلمان شوند آیات مربوط به
حجاب نازل شده است .
از سخنان دیگر ویل دورانت هر دو مطلب فهمیده میشود یعنی هم مدعی است
که حجاب به وسیله ایرانیان پس از مسلمان شدنشان در میان مسلمانان رواج
یافت و هم مدعی است که ترک همخوابگی با زن حائض ، در حجاب زنان
مسلمان و لااقل در گوشهگیری آنان مؤثر بوده است .
در جلد 11 صفحه 112 ( ترجمه فارسی ) میگوید : .
" ارتباط عرب با ایران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام
بود . عربان از دلفریبی زن بیم داشتند و پیوسته دلباخته آن بودند و نفوذ
طبیعی وی را با تردید معمولی مردان درباره عفاف و فضیلت زن تلافی
میکردند . عمر به قوم خود میگفت : با زنان مشورت کنند و خلاف رأی ایشان
رفتار کنند . ولی به قرن اول هجری مسلمانان زن را در حجاب نکرده بودند ،
مردان و زنان با یکدیگر ملاقات میکردند و در کوچهها پهلو به پهلوی
میرفتند و در مسجد با هم نماز میکردند .
حجاب و خواجهداری در ایام ولید دوم ( 126 - 127 هجری ) معمول شد .
گوشه گیری زنان از آنجا پدید آمد که در ایام حیض و نفاس بر مردان حرام
بودند " .
در صفحه 111 میگوید : .
" پیمبر از پوشیدن جامه گشاد نهی کرده بود ، اما بعضی عربان این دستور
را ندیده میگرفتند . همه طبقات زیورهائی داشتند . زنان پیکر خود را به
نیم تنه و کمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ میآراستند ، موی خود را به
زیبائی دسته میکردند یا به دو طرف سر میریختند ، یا به دستهها بافته به
پشت سر میآویختند و گاهی اوقات با رشتههای سیاه ابریشم نمایش آنرا
بیشتر میکردند . غالبا خود را به جواهر و گل میآراستند . پس از سال 97
هجری چهره خویش را از زیر چشم به نقاب میپوشیدند . از آن پس این عادت
همچنان رواج بود " .
ویل دورانت در جلد 10 " تاریخ تمدن " صفحه 233 راجع به ایرانیان
باستان میگوید : .
" داشتن متعه بلامانع بود . این متعهها مانند معشوقههای یونانی آزاد
بودند که در میان مردم ظاهر و در ضیافت مردان حاضر شوند ، اما زنان
قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری میشدند . این رسم دیرین ایرانی به
اسلام منتقل شد " .
ویل دورانت طوری سخن میگوید که گوئی در زمان پیغمبر کوچکترین دستوری
درباره پوشیدگی در زن وجود نداشته است و پیغمبر فقط از پوشیدن جامه گشاد
نهی کرده بوده است ! و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم
هجری با بی حجابی کامل رفت و آمد میکردهاند . و حال آنکه قطعا چنین
نیست . تاریخ قطعی برخلاف آن شهادت میدهد . بدون شک زن جاهلیت همچنان
بوده که ویل دورانت توصیف میکند ولی اسلام در این جهت تحولی به وجود
آورد . عایشه همواره زنان انصار را اینچنین ستایش میکرد :
" مرحبا به زنان انصار ، همینکه آیات سوره نور نازل شد یک نفر از
آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید . سر خود را با روسریهای مشکلی
میپوشیدند . گوئی کلاغ روی سرشان نشسته است " ( 1 ) .
در سنن ابوداود جلد 2 صفحه 382 همین مطلب را از امسلمه نقل میکند با
این تفاوت که امسلمه میگوید :
" پس از آنکه آیه سوره احزاب ( « یدنین علیهن من جلابیبهن ») نازل
شد ، زنان انصار چنین کردند " .
" کنت گوبینو " در کتاب سه سال در ایران نیز معتقد است که حجاب
شدید دوره ساسانی ، در دوره اسلام در میان ایرانیان باقی ماند . او معتقد
است که آنچه در ایران ساسانی بوده است تنها پوشیدگی زن نبوده است بلکه
مخفی نگه داشتن زن بوده است . مدعی است که خودسری موبدان و شاهزادگان
آن دوره
پاورقی :
1 - کشاف ، ذیل آیه 31 از سوره نور .
به قدری بود که اگر کسی زن خوشگلی در خانه داشت نمیگذاشت کسی از وجودش
آگاه گردد و حتی الامکان او را پنهان میکرد زیرا اگر معلوم میشد که چنین
خانم خوشگلی در خانهاش هست دیگر مالک او و احیانا مالک جان خودش هم
نبود .
" جواهر لعل نهرو " نخست وزیر فقید هند نیز معتقد است که حجاب از
ملل غیر مسلمان : روم و ایران ، به جهان اسلام وارد شد . در کتاب "
نگاهی به تاریخ جهان " جلد اول صفحه 328 ضمن ستایش از تمدن اسلامی ، به
تغییراتی که بعدها پیدا شد اشاره میکند و از آنجمله میگوید : .
" یک تغییر بزرگ و تأسفآور نیز تدریجا روی نمود و آن در وضع زنان
بود . در میان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا
از مردان و پنهان از ایشان زندگی نمیکردند بلکه در اماکن عمومی حضور
مییافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه میرفتند و حتی خودشان به وعظ
و خطابه میپرداختند . اما عربها نیز بر اثر موفقیتها تدریجا بیش از پیش
رسمی را که در دو امپراطوری مجاورشان یعنی امپراطوری روم شرقی و
امپراطوری ایران وجود داشت اقتباس کردند . عربها امپراطوری روم را
شکست دادند و به امپراطوری ایران پایان بخشیدند . اما خودشان هم گرفتار
عادات و آداب ناپسند این امپراطوریها گشتند . به قراری که نقل شده است
مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنیه و ایران بود که رسم جدائی زنان از
مردان و پردهنشینی ایشان در میان عربها رواج پیدا کرد . تدریجا سیستم "
حرم " آغاز گردید و مردها و زنها از هم جدا گشتند " .
سخن درستی نیست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه
مسلمانان غیر عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم وجود داشت شدیدتر شد نه اینکه اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتی
نداشته است .
از سخنان نهرو بر میآید که رومیان نیز ( شاید تحت تأثیر قوم یهود )
حجاب داشتهاند و رسم حرمسراداری نیز از روم و ایران به دربار خلفای
اسلامی راه یافت . این نکته را دیگران نیز تأیید کردهاند .
در هند نیز حجاب سخت و شدیدی حکمفرما بوده است ولی درست روشن نیست
که قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و یا بعدها پس از نفوذ اسلام
در هند رواج یافته است و هندوان غیر مسلمان تحت تأثیر مسلمانان و
مخصوصا مسلمانان ایرانی حجاب زن را پذیرفتهاند . آنچه مسلم است اینست
که حجاب هندی نیز نظیر حجاب ایران باستان سخت و شدید بوده است . از
گفتار ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن بر میآید که حجاب هندی به
وسیله ایرانیان مسلمان در هند رواج یافته است .
نهرو پس از سخنانی که از او نقل کردیم میگوید :
" متأسفانه این رسم ناپسند کمکم یکی از خصوصیات جامعه اسلامی شد و هند
نیز وقتی مسلمانان بدینجا آمدند آنرا آموخت " .
به عقیده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است .
ولی اگر تمایل به ریاضت و ترک لذت را یکی از علل پدید آمدن حجاب
بدانیم باید قبول کنیم که هند از قدیمترین ایام حجاب را پذیرفته است .
زیرا هند از مراکز قدیم ریاضت و پلید شمردن لذات مادی بوده است .
راسل در " زناشوئی و اخلاق " صفحه 135 میگوید :
" اخلاق جنسی آنچنان که در جوامع متمدن دیده میشود از دو منبع سرچشمه
میگیرد : یکی تمایل به اطمینان پدری ، و دیگری اعتقاد مرتاضانه به خبیث
بودن عشق . اخلاق جنسی در اعصار ماقبل مسیحیت و در ممالک خاور دور تا به
امروز فقط از منبع اول منشعب میشود ، و استثنای آن هند و ایران است که
ظاهرا ریاضت طلبی در آنجا پدید آمده و در سراسر جهان پراکنده شده است
" .
به هر حال آنچه مسلم است اینست که قبل از اسلام حجاب در جهان وجود
داشته است و اسلام مبتکر آن نیست ، اما اینکه حدود حجاب اسلامی با حجابی
که در ملل باستانی بود یکی است یا نه ؟ و دیگر اینکه علت و فلسفهای که
از نظر اسلام حجاب را لازم میسازد همان علت و فلسفه است که در جاهای
دیگر جهان منشأ پدید آمدن حجاب شده است یا نه ؟ مطالبی است که در
قسمتهای بعدی به تفصیل درباره آنها سخن خواهیم گفت .
بخش دوم علل پیدا شدن حجاب :
1 - ریشه فلسفی .
2 - ریشه اجتماعی .
3 - ریشه اقتصادی .
4 - ریشه اخلاقی .
5 - ریشه روانی .
6 - تدبیر غریزی شگفت انگیز زن .
علت پیدا شدن حجاب
علت و فلسفه پیدا شدن حجاب چیست ؟ چطور شد که در میان همه یا بعضی
ملل باستانی پدید آمد ؟ اسلام که دینی است که در همه دستورهای خویش
فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تأیید و یا تأسیس کرد
؟ .
مخالفان حجاب سعی کردهاند جریانات ظالمانهای را به عنوان علت پیدا
شدن حجاب ذکر کنند ، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیر اسلامی فرق
نمیگذارند ، چنین وانمود میکنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات
ظالمانه سرچشمه میگیرد .
در باب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است و غالبا
این علتها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است . ما
مجموع آنها را ذکر میکنیم . نظریاتی که به دست آوردهایم بعضی فلسفی و
بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلا ذکر
میشود : .
1 - میل به ریاضت و رهبانیت ( ریشه فلسفی ) .
2 - عدم امنیت و عدالت اجتماعی ( ریشه اجتماعی ) .
3 - پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع
اقتصادی مرد ( ریشه اقتصادی ) .
4 - حسادت و خودخواهی مرد ( ریشه اخلاقی ) .
5 - عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم
دارد ، به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او
در ایام عادت وضع شده است ( ریشه روانی ) .
علل نامبرده یا به هیچ وجه تأثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از
جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کردهاند و یا
فرضا در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تأثیر داشته است در حجاب
اسلامی تأثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفهای که در اسلام سبب تشریع
حجاب شده نبوده است .
همانطور که ملاحظه میشود مخالفان حجاب گاهی آن را زائیده یک طرز تفکر
فلسفی خاص درباره جهان و لذات جهان معرفی میکنند و گاهی ریشه سیاسی و
اجتماعی برای آن ذکر میکنند و گاهی آنرا معلول علل اقتصادی میدانند و
گاهی جنبههای خاص اخلاقی یا روانی را در پدید آمدن آن دخالت میدهند .
ما هر یک از این علل را ذکر و سپس انتقاد میکنیم و ثابت میکنیم که
اسلام در فلسفه اجتماعی خود به هیچیک از این جهات نظر نداشته است و
هیچیک از آنها با مبانی مسلم و شناخته شده اسلام وفق نمیدهد و در خاتمه به یک علت اساسی اشاره میکنیم که از
نظر ما موجهترین آنها به شمار میرود .
ریاضت و رهبانیت
ارتباط مسأله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است که
چون زن بزرگترین موضوع خوشی و کامرانی بشر است ، اگر زن و مرد معاشر و
محشور با یکدیگر باشند ، خواه ناخواه دنبال لذتجوئی و کامیابی میروند .
پیروان فلسفه رهبانیت و ترک لذت برای اینکه محیط را کاملا با زهد و
ریاضت سازگار کنند بین زن و مرد حریم قائل شده پوشش را وضع کردهاند ،
کما اینکه با چیزهای دیگری هم که نظیر زن محرک لذت و بهجت بوده است
مبارزه کردهاند . پدید آمدن پوشش طبق این نظریه ، دنباله و نتیجه پلید
دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است .
ایده ریاضت و ترک دنیا همانطوری که در موضوع مال ، فلسفه فقر طلبی و
پشت پا زدن به همه وسائل مادی را به وجود آورده است ، در مورد زن فلسفه
تجرد طلبی و مخالفت با جمال را ایجاد کرده است . بلند نگهداشتن مو که
در میان سیکها ، هندوها و بعضیها در اویش معمول است نیز از مظاهر
مخالفت با جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرف لذت و میل به
ریاضت است . میگویند کوتاه کردن و ستردن مو ، سبب فزونی رغبت جنسی میگردد و بلند کردن آن موجب تقلیل و کاهش آن است .
در اینجا بد نیست قسمتی از گفته برتراند راسل را در این موضوع بیاوریم
. وی در کتاب " زناشوئی و اخلاق " صفحه 30 میگوید : .
" بخصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پول ( بولس مقدس ) از
طرف کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده
بیشماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند ، شیطانی که هر
آن ذهن آنان را از تخیلات شهوانی مملو میساخت . کلیسا ضمنا با استحمام
به مبارزه پرداخت زیرا خطوط بدن ، انسان را به طرف گناه میراند . کلیسا
چرک بدن را تحسین کرده رایحه بدن صورت بوی تقدس را به خود گرفت زیرا
باز به نظر سن پول نظافت بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد .
شپش مروارید خدا شناخته شد . . . " .
اینجا این پرسش پیش میآید که اساسا علت تمایل بشر به ریاضت و
رهبانیت چیست ؟ بشر طبعا باید کامجو و لذت طلب باشد . پرهیز از لذت
و محروم کردن خود باید دلیلی داشته باشد .
چنانکه میدانیم رهبانیت و دشمنی با لذت جریانی بوده که در بسیاری از
نقاط جهان وجود داشته است . از جمله مراکز آن در مشرق زمین ، هندوستان ،
و در مغرب زمین یونان بوده است . نخله " کلبی " که یکی از نخلههای
فلسفی است و در یونان رواج داشته است ، طرفدار " فقر " و مخالف لذت
مادی بوده است ( 1 ) .
پاورقی :
1 - سرسلسله کلبیون یکی از شاگردان سقراط است به نام " انتیس طینس
" . او مانند استاد خود غایت وجود را در کسب فضیلت دانست ولی فضیلت
را در ترک همه تمتعات جسمانی و روحانی میدانست . گفتهاند : " از این
جهت او و پیروانش را > کلبیون میگفتند که گفتگوهای " انتیس طینس " در محلی از شهر آتن
واقع میشد که به مناسباتی آنجا را " سگ سفید " میخواندند . و نیز به
سبب اینکه پیروان او در شیوه انصراف از دنیا و اعراض از علائق دنیوی
چنانکه مبالغه کردند که از آداب و رسوم معاشرت و لوازم زندگانی متمدن
نیز دست برداشته حالت دام و دد اختیار نمودند ، با لباس کهنه و پاره و
سر و پای برهنه و موی ژولیده ( مانند هیپیهای عصر ما ) میان مردم میرفتند
و در گفتگو هر چه بر زبان میگذشت بی ملاحظه میگفتند ، بلکه در زخم زبان
اصرار داشتند و به فقر و تحمل رنج و درد ، سرفرازی میکردند و همه قیود و
حدودی که مردم در زندگانی اجتماعی بدان مقید شدهاند ترک کرده حالت
طبیعی را پیشه خود ساخته بودند " . ( سیر حکمت در اروپا ، جلد اول صفحه
70 ) .
یکی از علل پدید آمدن اینگونه افکار و عقاید ، تمایل بشر برای وصول به
حقیقت است . این تمایل در بعضی افراد فوق العاده شدید است ، و اگر با
این عقیده ضمیمه گردد که کشف حقیقت از برای روح آنگاه حاصل میشود که
بدن و تمایلات بدنی و جسمانی مقهور گردد ، قهرا منجر به ریاضت و
رهبانیت میگردد . به عبارت دیگر ، این اندیشه که وصول به حق جزا از راه
فنا و نیستی و مخالفت با هوای نفس میسر نیست ، علت اصلی پدید آمدن
ریاضت و رهبانیت است .
علت دیگر پدیده ریاضت آمیخته بودن لذات مادی به پارهای از رنجهای
معنوی است . بشر دیده است که همواره در کنار لذتهای مادی یک عده
رنجهای روحی وجود دارد . مثلا دیده است که هر چند داشتن ثروت موجب یک
سلسله خوشیها و کامرانیها است اما هزاران ناراحتیها و اضطرابها و تحمل
ذلتها در تحصیل و در نگهداری آن وجود دارد . بشر دیده است که آزادی و
استغناء و علو طبع خود را به واسطه این لذات مادی از دست میدهد . از
اینرو از همه آن لذات چشم پوشیده تجرد و استغناء را پیشه خود ساخته است .
شاید در ریاضت هندی ، عامل اول ، و در فقر طلبی کلبی یونانی عامل دوم
بیشتر مؤثر بوده است .
علل دیگری نیز برای پدید آمدن ریاضت و گریز از لذت ذکر کردهاند . از
آنجمله اینکه محرومیت و شکست در موفقیتهای مادی مخصوصا شکست در عشق ،
سبب توجه به ریاضت میگردد . روح بشر پس از این نوع شکستها انتقام خود
را از لذتهای مادی بدین صورت میگیرد که آنها را پلید میشناسد و فلسفهای
برای پلیدی آنها میسازد .
افراط در خوشگذرانی و کامجوئی عامل دیگر توجه به ریاضت است . ظرفیت
جسمانی انسان برای لذت محدود است . افراط در کامجوئی و لذات جسمانی و
تحمیل بیش از اندازه ظرفیت بر بدن موجب عکس العمل شدید روحی مخصوصا
در سنین پیری میگردد . خستگی ، سرخوردگی به وجود میآورد .
تأثیر این دو علت را نباید انکار کرد ولی مسلما اینها علت منحصر
نمیباشند . تأثیر این دو علت بدین نحو است که پس از شکستها و عدم
موفقیتها ، و یا خستگیها و فرسودگیها ، اندیشه وصول به حقیقت در روح
بیدار میگردد . توجه به مادیات و غرق شدن در اندیشههای مادی خود مانعی
است برای اینکه انسان درباره ازلیت و ابدیت و حقیقت جاودانی بیاندیشد
و در این جهت فکر و تلاش کند که از کجا آمدهام و در کجا هستم و به کجا
میروم ؟ اما همینکه به واسطه شکست و یا خستگی ، حالت گریز و بی رغبتی نسبت به مادیات در روح پدید آمد ، اندیشه در مطلقات بلامزاحم مانده جان
میگیرد . این دو عامل همیشه به کمک عامل اول سبب توجه به ریاضت میشود
. و البته بعضی از افرادی که به سوی ریاضت کشیده میشوند تحت تأثیر این
دو عامل میباشند نه همه آنها .
بررسی
اکنون ببینیم از نظر اسلام و طرز تفکری که اسلام به جهان عرضه داشته است
آیا چنین تعلیل و توجیهی برای پوشش صحیح است ؟ .
اسلام خوشبختانه یک طرز تفکر و جهانبینی روشن دارد ، نظرش درباره
انسان و جهان و لذت روشن است و به خوبی میتوان فهمید که آیا چنین
اندیشهای در جهانبینی اسلام وجود دارد یا نه ؟ .
ما منکر نیستیم که رهبانیت و ترک لذت در نقاطی از جهان وجود داشته
است و شاید بتوان پوشش زن را در جاهائی که چنین فکری حکومت میکرده
است از ثمرات آن دانست ، ولی اسلام که پوشش را تعیین کرد نه در هیچ جا
به چنین علتی استناد جسته است و نه چنین فلسفهای با روح اسلام و با سایر
دستورهای آن قابل تطبیق است .
اصولا اسلام با فکر ریاضت و رهبانیت سخت مبارزه کرده است و این مطلب
را مستشرقین اروپائی هم قبول دارند . اسلام به نظافت تشویق کرده ، به جای
اینکه شپش را مروارید خدا بشناسد گفته است : " « النظافة من اعیمان » " . پیغمبر اکرم شخصی
را دید در حالی که موهایش ژولیده و جامههایش چرکین بود و بد حال مینمود
. فرمود : " « من الدین المتعة » " ( 1 ) یعنی تمتع و بهره بردن از
نعمتهای خدا جزو دین است . و هم آنحضرت فرمود : " « بئس العبد
القاذوره » " ( 2 ) یعنی بدترین بنده شخص چرکین و کثیف است .
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : " « ان الله جمیل یحب الجمال » " ( 3
) خداوند زیبا است و زیبائی را دوست میدارد . امام صادق فرمود : "
خداو ند زیبا است و دوست میدارد که بندهای خود را بیاراید و زیبا نماید
و بر عکس ، فقر را و تظاهر به فقر را دشمن میدارد . اگر خداوند نعمتی به
شما عنایت کرد باید اثر آن نعمت در زندگی شما نمایان گردد . به آنحضرت
گفتند چگونه اثر نعمت خدا نمایان گردد ؟ فرمود به اینکه جامه شخص نظیف
باشد ، بوی خوش استعمال کند ، خانه خود را با گچ سفید کند ، بیرون خانه
را جاروب کند ، حتی پیش از غروب چراغها را روشن کند که بر وسعت رزق
میافزاید " ( 4 ) .
در قدیمیترین کتابهائی که در دست داریم مانند " کافی " که یادگار
هزار سال پیش است ، بحثی تحت عنوان " باب الزی و التجمل " وجود
دارد . اسلام به کوتاه کردن و شانه کردن مو و به کار بردن بوی خوش و روغن
زدن به سر سفارشهای اکید کرده است .
پاورقی :
1 - وسائل جلد اول صفحه . 277
2 و 3 - وسائل جلد اول صفحه . 277
4 - وسائل جلد اول صفحه . 278
عدهای از اصحاب رسول اکرم به خاطر اینکه بهتر و بیشتر عبادت کنند و
از لذات روحانی بهرهمند شوند ترک زن و فرزند کردند ، روزها روزه
میگرفتند و شبها عبادت میکردند . همینکه رسول خدا آگاه شد آنها را منع
کرد و گفت من که پیشوای شما هستم چنین نیستم ، بعضی روزها روزه میگیرم ،
بعضی روزها افطار میکنم ، بعضی روزها افطار میکنم ، قسمتی از شب را
عبادت میکنم و قسمتی دیگر نزد زنهای خود هستم . همین عده از رسول خدا
اجازه خواستند که برای اینکه ریشه تحریکات جنسی را از وجود خود بکنند ،
خود را اخته کنند . رسول اکرم اجازه نداد ، فرمود در اسلام این کارها حرام
است .
روزی سه زن به حضور رسول اکرم آمده از شوهران خود شکایت کردند . یکی
گفت شوهر من گوشت نمیخورد . دیگری گفت شوهر من از بوی خوش اجتناب
میکند . سومی گفت شوهر من از زنان دوری میکند . رسول خدا بیدرنگ در
حالی که به علامت خشم ردایش را به زمین میکشید ، از خانه به مسجد رفت و
بر منبر آمد و فریاد کرد : چه میشود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و
بوی خوش و زن کردهاند ؟ ! همانا من خودم هم گوشت میخورم و هم بوی خوش
استعمال میکنم و هم از زنان بهره میگیرم . از روش من اعراض کند از من
نیست ( 1 ) .
پاورقی :
1 - " کافی " تألیف محمد بن یعقوب کلینی جلد 5 صفحه 496 ، و وسائل
جلد 3 ص . 14 برای روایات نهی از تبتل و اختصا ( رهبانیت و خود را
اخته کردن ) رجوع شود به " صحیح بخاری " جلد 7 صفحات 4 و 5 و 40 و "
صحیح مسلم " جلد 4 صفحه 129 و " جامع ترمذی " چاپ هند صفحه 173.
دستور کوتاه کردن لباس - برخلاف معمول اعراب که لباسهایشان به قدری
بلند بود که زمین را جاروب میکرد - به خاطر نظافت است که در اولین
آیات نازله بر رسول اکرم بیان شده است : « و ثیابک فطهر »( 1 ) .
همچنین استحباب پوشیدن جامه سفید یکی به خاطر زیبائی است و دیگر به
خاطر پاکیزگی است ، زیرا لباس سفید چرک را بهتر نمایان میسازد و به
همین موضوع در روایات اشاره شده است : « البسوا البیاض فانه اطیب و
اطهر » . ( 2 ) رسول اکرم هنگامی که میخواست نزد اصحابش برود به آئینه
نگاه میکرد ، موهای خود را شانه و مرتب میساخت و میگفت خداوند دوست
میدارد بندهاش را که وقتی که به حضور دوستان خود میرود خود را آماده و
زیبا سازد ( 3 ) . ، یعنی لباس سفید بپوشد که زیباتر و پاکیزهتر است .
قرآن کریم آفرینش وسائل تجمل را از لطفهای خدا نسبت به بندگانش
قلمداد کرده است و تحریم زینتهای دنیا بر خود ، سخت مورد انتقاد قرآن
قرار گرفته است : " « قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات
من الرزق »" ( 4 ) . در احادیث اسلامی آمده است که ائمه اطهار با
متصوفه کرارا مباحثه کرده و مرام آنان
پاورقی :
1 - جامههای خویش را پاکیزه گردان . سوره المدثر ، آیه . 4
2 - وسائل ، جلد اول صفحه . 280
3 - وسائل ، جلد اول صفحه . 278
4 - بگو چه کسی زینتهائی که خدا برای بندگان خود آفریده و روزیهای
پاکیزه را حرام کرده است ؟ سوره الاعراف ، آیه . 32
را با استناد به همین آیه باطل نشان دادهاند .
اسلام التذاذ و کامجوئی زن و شوهر از یکدیگر را نه تنها تقبیح نکرده
است ، ثوابهائی هم برای آن قائل شده است . شاید برای یک نفر فرنگی
شگفت انگیز باشد اگر بشنود اسلام مزاح و ملاعبه زن و شوهر ، آرایش کردن
زن برای شوهر ، پاکیزه کردن شوهر خود را برای زن مستحب میداند . در قدیم
که به پیروی از کلیسا همه گونه التذاذات شهوانی را تقبیح میکردند ، این
حرفها را تخطئه کرده حتی مسخره میدانستند .
اسلام التذاذات جنسی در غیر محدوده ازدواج قانونی را به شدت منع
فرموده است و آن خود فلسفه خاصی دارد که بعد توضیح خواهیم داد ، ولی
لذت جنسی در حدود قانون را تحسین کرده است تا جائی که فرموده دوست
داشتن زن از صفات پیغمبران است : « من اخلاق الانبیاء حب النساء » (2) .
در اسلام زنی که در آرایش و زینت خود برای شوهر کوتاهی کند ، نکوهش
شده است کما اینکه مردانی که در ارضاء زن خود کوتاهی میکنند نیز نکوهش
شدهاند .
حسن بن جهم میگوید : بر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام وارد شدم ، دیدم
خضاب فرموده است . گفتم رنگ مشکی به کار بردهاید ؟ فرمود : بلی ،
خضاب و آرایش در مرد موجب افزایش پاکدامنی در همسر او است . برخی از
زنان به این
پاورقی :
1 - رجوع شود به وسائل جلد 1 صفحه . 279
2 - وسائل الشیعه جلد 3 صفحه . 3
جهت که شوهرانشان خود را نمیآرایند ، عفاف را از دست میدهند ( 1 ) .
حدیث دیگری از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که :
« تنظفوا و لا تشبهوا بالیهود » .
یعنی نظیف باشید و خودتان را شبیه به یهود نکنید . بعد فرمود زنان
یهودی که زناکار شدند بدان جهت بود که شوهرانشان کثیف بودند و مورد
رغبت واقع نمیشدند . خودتان را پاکیزه کنید تا زنانتان به شما راغب
گردند
عثمان بن مظعون یکی از اکابر صحابه رسول اکرم است ، خواست به تقلید
از راهبان ، به اصطلاح تارک دنیا شود ، ترک زن و زندگی کرد و لذتها را
بر خویش تحریم ساخت .
همسرش نزد رسول خدا آمده عرض کرد یا رسول الله ! عثمان روزها را روزه
میگیرد و شبها به نماز بر میخیزد . پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله
خشمگین شده برخاست به نزد وی آمد . عثمان مشغول نماز بود . صبر کرد تا
نمازش تمام شد ، فرمود : ای عثمان خدا مرا به رهبانیت دستور نفرموده
است . دین من روشی منطبق بر واقعیت و در عین حال ساده و آسان است . "
« لم یرسلنی الله تعالی بالرهبانیة و لکن بعثنی بالحنیفیة السهلة السمحة»
" ( 3 ) یعنی خداوند مرا برای رهبانیت و ریاضت نفرستاده است ، مرا
برای شریعتی فطری و آسان و با گذشت فرستاده است . من نماز میخوانم و
روزه
پاورقی :
1 - کافی جلد 5 صفحه . 567
2 - نهج الفصاحه .
3 - کافی جلد 5 صفحه . 494
میگیرم و با همسرانم نیز مباشرت دارم . هر کس که دین مطابق با فطرت
مرا دوست میدارد باید از من پیروی کند . ازدواج یکی از سنتهای من است .
عدم امنیت
ریشه دیگری که برای به وجود آمدن پوشش ذکر کردهاند ناامنی است . در
زمانهای قدیم بیعدالتی و ناامنی بسیار بوده است . دست تجاوز زورمندان و
قلدران به مال و ناموس مردم بیباکانه دراز بوده است . مردم اگر پول و
ثروتی داشتند ناچار بودند به صورت دفینه در زیر خاک پنهان کنند . علت
مخفی ماندن گنجها اینست که صاحبان طلا و ثروت جرأت نمیکردند که حتی
بچههای خود را از پنهانگاه ثروت خود آگاه سازند . میترسیدند که راز آنها
به وسیله بچهها فاش شود و مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند . بدین
ترتیب گاهی اتفاق میافتاد که پدر با مرگ ناگهانی از دنیا میرفت و
فرصت نمیکرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد . قهرا دارائی او در زیر
خاکها مدفون میماند . جمله معروف استر ذهبک و ذهابک و مذهبک : پول و
مسافرت و عقیده خود را آشکار نکن ، یادگار آن زمانها است .
همانطور که در مورد ثروت امنیت نبود ، راجع به زن هم امنیت وجود
نداشت . هر کس زن زیبائی داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفی نگهدارد . زیرا اگر آنها اطلاع پیدا میکردند . او دیگر
مالک زن خود نبود .
ایران دوره ساسانی ناظر جنایتها و فجایع عجیبی در این زمینه بوده است
. شاهزادگان و موبدان و حتی کدخداها و اربابها هرگاه از وجود زن زیبائی
در یک خانه مطلع میشدند به آن خانه میریختند و زن را از خانه شوهرش
بیرون میکشیدند . در آن موقع سخن از پوشش و حجاب نبود . سخن از به
اصطلاح قایم کردن و مخفی داشتن زن بود که احدی نفهمد . ویل دورانت در
کتاب " تاریخ تمدن " قضایای شرمآوری در این باره از ایران قدیم نقل
میکند . کنت گوبینو در کتاب " سه سال در ایران " میگوید : حجابی که
هم اکنون در ایران است بیش از آن اندازه که مستند به اسلام باشد مستند
به ایران قبل از اسلام است . و مینویسد که در ایران قدیم مردم هیچ امنیتی
در مورد زنها نداشتند .
درباره انوشیروان - که به غلط او را عادل خواندهاند - نقل شده که وقتی
یکی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت . انوشیروان به قصد تجاوز به زن
او در غیاب او به خانهاش رفت . زن جریان را برای شوهر خود نقل کرد .
بیچاره شوهر ، دید زنش را که از دست داده سهل است جانش نیز در خطر
است . فورا زن خویش را طلاق گفت . وقتی انوشیروان مطلع شد که وی زنش
را طلاق داده است به او گفت شنیدم یک بوستان بسیار زیبائی داشتهای و
اخیرا آن را رها کردهای ، چرا ؟ گفت جای پای شیر در آن بوستان دیدم
ترسیدم مرا بدرد . انوشیروان خندید و گفت دیگر آن شیر به آن بوستان
نخواهد آمد .
این نا امنیها اختصاص به ایران و به زمانهای قدیم نداشته است .
داستان اذان نیمه شب که در " داستان راستان " آوردهایم نشان میدهد که
چگونه مشابه این جریانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه
خلافت بغداد ، در بغداد هم رواج داشته است . در همین زمانها نزدیک
خودمان یکی از شاهزادگان در اصفهان از اینگونه تجاوزها زیاد داشته است و
مردم اصفهان قصههای زیادی از زمان حکومت او نقل میکنند .
بررسی
ما وجود نا امنیها و بیعدالتیهای زمان گذشته و تأثیر آنها را در مخفی
کردن زن منکر نیستیم .
مسلما حجابهای افراطی و عقائد افراطی درباره پوشیدن زن معلول همین نوع
جریانهای تاریخی است . ولی باید ببینیم آیا فلسفه پوشش زن در اسلام همین " قر " میزنند و او را از شوهر و فرزند آواره میکنند . اینگونه حوادث
و یا حوادثی از قبیل ربودن زنان و دختران به وسیله تا کسی یا وسیله دیگر
زیاد اتفاق میافتد و در روزنامهها میخوانیم . در روزنامه اطلاعات مورخ 6
أ 47 / 9 تحت عنوان " زنان امریکا در معرض خطر حملات جنسی " مینویسد
: .
" واشنگتن آسوشیتدپرس - سه پزشک محقق امریکائی در گزارشی که برای
دولت امریکا تهیه کردهاند اعلام نمودهاند که در میان ایالات امریکا
لوسآنجلس از لحاظ میزان " زنای به عنف " مقام اول را دارد و واشنگتن
مقام سیزدهم را حائز است . البته این بدان معنی نیست که زنان و دختران
در واشنگتن از حملات جنسی در امانند ، اما امنیت آنها از بسیاری از
شهرهای بزرگ امریکا بیشتر است . در هر صد هزار جمعیت لوسآنجلس 52
مورد زنای به عنف وجود دارد . در حالی که در واشنگتن این رقم 17 / 7
میباشد . در نیویورک در مدت شش ماه 3000 شکایت از هتک ناموس به زور
به اداره پلیس رسیده است . سن این عده شاکیان بین شش سال تا هشتاد و
هشت سال بوده و قسمت اعظم شاکیان چهارده ساله بودهاند " .
پس این ادعا که در عصر ما امنیت ناموسی کامل برقرار است و صاحبان
نوامیس باید از این نظر خاطرشان جمع باشد یاوهای بیش نیست .
ثانیا فرض کنیم امنیت ناموسی کامل در جهان برقرار شده و تجاوز به
عنف دیگر وجود ندارد و هر تجاوزی که به نوامیس مردم میشود از روی رضای
طرفین است ، ریشه نظر اسلام درباره پوشش چیست ؟ آیا نظر اسلام به عدم
امنیت بوده تا گفته شود اکنون که امنیت کامل برقرار شده دلیلی برای
پوشش نیست ؟
مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است . لااقل علت
منحصر و اساسی ، عدم امنیت نبوده است ، زیرا این امر نه در آثار اسلامی
به عنوان علت پوشش معرفی شده است و نه چنین چیزی با تاریخ تطبیق میکند
. در میان اعراب جاهلیت پوشش نبود و در عین حال امنیت فردی به واسطه
زندگی خاص قبیلهای و بدوی وجود داشت . یعنی در همان وقت که در ایران
ناامنی فردی و تجاوز به ناموسی به حد اعلی وجود داشت و پوشش هم بود ،
در عربستان ، اینگونه تجاوز بین افراد قبائل وجود نداشت .
امنیتی که در زندگی قبیلهای وجود نداشت امنیت اجتماعی یعنی امنیت
گروهی بود و اینگونه عدم امنیتها را پوشش نمیتواند چاره نماید . به این
معنی که قبیلهای به قبیله دیگر شبیخون میزد . در این شبیخونها که به
وسیله قبیله بیگانه انجام میشد همه چیز دستخوش غارت میگردید ، هم مرد
اسیر میشد و هم زن ، پوشش زن برای او امنیت نمیآورد .
زندگی اعراب جاهلیت با همه تفاوت عظیم و فاحشی که با زندگی صنعتی و
ماشینی عصر ما داشته ، از این جهت مانند عصر ما بوده یعنی فحشا و زنا
حتی در مورد زنان شوهردار فراوان بوده است . ولی به خاطر یک نوع
دموکراسی و نبودن حکومت استبدادی ، کسی زن کسی را به زور از خانهاش
بیرون نمیکشید . با این تفاوت که نوعی عدم امنیت فردی در زندگی ماشینی
امروز هست که در آن عصر نبود .
پوشش ، برای جلوگیری از تجاوز کسانی است که در یک جا زندگی میکنند . بر حسب خوی و عادت قبیلهای بین افراد یک قبیله
اینجور تجاوزها وجود نداشته است . لهذا نمیتوانیم بگوئیم که اسلام صرفا
به خاطر برقرار ساختن امنیت دستور پوشش را وضع کرد .
فلسفه اساسی پوشش چیز دیگر است که توضیح خواهیم داد . در عین حال
نمیخواهیم بگوئیم که مسأله امنیت زن از گزند تجاوز مرد به هیچ وجه مورد
توجه نبوده است . بعدا در آنجا که به تفسیر آیه " جلباب " میپردازیم
، خواهیم دید که قرآن کریم بدین اصل توجه داشته است . مدعی این موضوع
نیز نیستیم که در عصر ما این فلسفه بی مورد است و امنیت کامل برای زن
از ناحیه تجاوزات مردانه برقرار است . تجاوزات به عنف که در کشورهای
به اصطلاح پیشرفته همه روزه رخ میدهد ، در روزنامه های ما هم منعکس است.
را خلق کردند .
گویندگان این سخن ، سعی کردهاند مسائل دیگری از قبیل نفقه و مهر را نیز
براساس مالکیت مرد نسبت به زن توجیه کنند .
در کتاب " انتقاد بر قوانین اساسی و مدنی ایران " صفحه 27 مینویسد :
.
" هنگامی که قانون مدنی ایران تدوین شد هنوز از برده فروشی در بعضی از
نقاط دنیا اثری به جا بود و در ایران نیز با اینکه این کار علی الظاهر از
میان رفته بود ولی باز در مغز قانونگزاران آثاری از بردهفروشی و آزار به زیر دستان وجود داشت . زن را در آن دوره چون " مستأجره "
میپنداشتند . زن حق نداشت با مردان نشست و برخاست کند و در اجتماعات
راه یابد و به مقامات دولتی برسد . اگر صدای زن را نامحرم میشنید آن زن
بر شوی خود حرام میشد . خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزاری میدانستند
که کار او منحصرا رسیدگی به امور خانه و پروردن فرزند بود و هنگامی که
این ابزار میخواست از خانه بیرون برود او را سر تا پا در چادری سیاه
میپیچانیدند و روانه بازار یا خیابان میکردند " .
علائم و نشانههای افترا و غرض و مرض از اتمام این نوشته پیداست . کی
و کجا چنین قاعدهای وجود داشت که اگر صدای زن را نامحرم میشنید بر شوی
خود حرام میشد ؟ آیا در جامعهای که دائما سخنرانان مذهبیش از بالای منابر
خطابه زهرای مرضیه را در مسجد مدینه و خطابههای زینب کبرا را در کوفه و
شام به گوش مردم میرسانند ، ممکن است چنین فکری در میان مردم آن جامعه
پیدا شود ؟ ! کی و کجا زن در ایران اسلامی برده مرد بوده است ؟ همه
میدانند که در خانوادههای مسلمان بیش از آنکه زن در خدمت مرد باشد ،
مرد به حکم وظیفه اسلامی در خدمت زن بوده وسیله آسایش او را فراهم
میکرده است . زن در خانوادههائی مورد اهانت و تحقیر و ظلم قرار گرفته
که روح اسلامی در آن خانوادهها نبوده یا ضعیف بوده است .
عجبا میگوید : " زن حق نداشت که با مردان نشست و برخاست کند . "
من میگویم : بر عکس ، در محیطهای پاک اسلامی این مرد بود که حق نداشت
در نشست و برخاستها از زن بیگانه بهرهبرداری کند . این مرد است که
همواره حرص میورزد
نظرات ()