<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} @font-face {font-family:Times; panose-1:2 2 6 3 6 4 5 2 3 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:7 0 0 0 147 0;} @font-face {font-family:"B Zar"; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:AR-SA;} p.MsoFooter, li.MsoFooter, div.MsoFooter {mso-style-unhide:no; mso-style-link:"Footer Char"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; tab-stops:center 207.65pt right 415.3pt; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:AR-SA;} span.FooterChar {mso-style-name:"Footer Char"; mso-style-unhide:no; mso-style-locked:yes; mso-style-link:Footer; mso-ansi-font-size:12.0pt; mso-bidi-font-size:12.0pt; mso-bidi-language:AR-SA;} p.subtitle, li.subtitle, div.subtitle {mso-style-name:subtitle; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:"Times","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"Times New Roman"; color:#0000CC; mso-bidi-language:AR-SA; font-weight:bold;} p.title, li.title, div.title {mso-style-name:title; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:18.0pt; font-family:"Times","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"Times New Roman"; color:#0000CC; mso-bidi-language:AR-SA; font-weight:bold;} p.subscript, li.subscript, div.subscript {mso-style-name:subscript; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; border:none; mso-border-alt:dotted windowtext .75pt; padding:0cm; mso-padding-alt:2.0pt 2.0pt 2.0pt 2.0pt; font-size:9.0pt; font-family:"Tahoma","sans-serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; color:black; mso-bidi-language:AR-SA;} p.footer, li.footer, div.footer {mso-style-name:footer; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:9.0pt; font-family:"Times","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"Times New Roman"; color:black; mso-bidi-language:AR-SA; font-weight:bold;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-size:10.0pt; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt;} @page Section1 {size:419.6pt 612.1pt; margin:44.95pt 45.6pt 53.95pt 46.75pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; border:windowtext 12.0pt; mso-page-border-art:flowers-pansy; padding:24.0pt 24.0pt 24.0pt 24.0pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->
به نام خدا
مقدمه
لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است . در
خود قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است . علیهذا در اصل مطلب از
جنبه اسلامی نمیتوان تردید کرد .
پوشیدن زن خود را از مرد بیگانه یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و
زنان اجنبی است ، همچنانکه عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر
از مظاهر آن است . این بحث را در پنج بخش باید رسیدگی کرد :
1 - آیا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمین به
غیر مسلمین سرایت کرده است ؟ یا از مختصات اسلام و مسلمین نیست و در
میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است ؟ .
2 - علت پوشش چیست ؟ .
چنانکه میدانیم در میان حیوانات هیچگونه حریمی میان جنس نر و جنس
ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه با یکدیگر معاشرت میکنند . قاعده اولی
طبیعی این است که افراد انسان نیز چنین باشند . چه موجبی سبب شده که میان جنس زن و مرد حریم و حائلی به صورت
پوشیدگی زن یا به صورت دیگر به وجود آید ؟ .
اختصاص به پوشش ندارد ، در مطلق اخلاق جنسی جای چنین سؤالی هست .
درباره حیا و عفاف نیز همین پرسش هست . حیوانات در مسائل جنسی احساس
شرم نمیکنند ولی در انسان بالاخص در جنس ماده حیا و شرم وجود دارد .
3 - فلسفه پوشش از نظر اسلام .
4 - ایرادها و اشکالها .
5 - حدود پوشش اسلامی چیست ؟ .
آیا اسلام طرفدار پرده نشینی زن است همچنانکه لغت " حجاب " بر این
معنی دلالت میکند ، یا اسلام طرفدار این است که زن در حضور مرد بیگانه
بدن خود را بپوشاند بدون آنکه مجبور باشد از اجتماع کنارهگیری کند ؟ و در
صورت دوم حدود پوشش چقدر است ؟ آیا چهره و دو دست تا مچ نیز باید
پوشیده شود یا ماورای چهره و دو دست باید پوشیده شود اما چهره و دو دست
تا مچ پوشیدنش لازم نیست ؟ و در هر حال ، آیا در اسلام مسألهای به نام "
حریم عفاف " وجود دارد یا نه ؟ یعنی آیا در اسلام مسأله سومی که نه "
پرده نشینی " و " محبوسیت " و نه " اختلاط " باشد وجود دارد یا خیر
؟ و به عبارت دیگر آیا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است یا
نه ؟ .
اینها پرسشهائی است که این کتاب بدانها پاسخ میگوید .
بخش اول تاریخچه حجاب :
1 - آیا در میان ملل دیگر قبل از اسلام حجاب بوده است ؟
2 - وضع حجاب در جاهلیت عرب .
3 - حجاب در قوم یهود .
4 - حجاب در ایران باستان .
5 - حجاب در هند .
تاریخچه حجاب
اطلاع من از جنبه تاریخی کامل نیست . اطلاع تاریخی ما آنگاه کامل است
که بتوانیم درباره همه مللی که قبل از اسلام بودهاند اظهار نظر کنیم . قدر
مسلم اینست که قبل از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است .
تا آنجا که من در کتابهای مربوطه خواندهام در ایران باستان و در میان
قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده
سختتر بوده است . اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به
وسیله اسلام در عرب پیدا شده است .
ویل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاریخ تمدن " ( ترجمه فارسی ) راجع
به قوم یهود و قانون تلمود مینویسد : .
" اگر زنی به نقض قانون یهود میپرداخت چنانکه مثلا بی آنکه چیزی بر
سر داشت به میان مردم میرفت و یا در شارع عام نخ میرشت یا با هر سنخی
از مردان درد دل میکرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانهاش تکلم
مینمود همسایگانش میتوانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق
داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد " .
علیهذا حجابی که در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامی چنانکه
بعدا شرح خواهیم داد بسی سختتر و مشکلتر بوده است .
در جلد اول " تاریخ تمدن " صفحه 552 راجع به ایرانیان قدیم میگوید :
.
" در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند ، با کمال آزادی و با روی
گشاده در میان مردم آمد و شد میکردند . . . " .
آنگاه چنین میگوید :
" پس از داریوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد .
زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی
خود را حفظ کردند ولی در مورد زنان دیگر ، گوشهنشینی زمان حیض که
برایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعیشان
را فرا گرفت ، و این امر خود مبنای پردهپوشی در میان مسلمانان به شمار
میرود . زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان
روپوش دارد از خانه بیرون بیایند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمیشد که
آشکارا با مردان آمیزش کنند . زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو
پدر با برادرشان باشد ببینند . در نقشهائی که از ایران باستان بر جای
مانده هیچ صورت زن دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد . . . "
.
چنانکه ملاحظه میفرمائید حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حکمفرما
بوده ، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده میشدهاند .
به عقیده ویل دورانت مقررات شدیدی که طبق رسوم و آئین کهن مجوسی
درباره زن حائض اجرا میشده که در اتاقی محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگی دوری میجستهاند و از
معاشرت با او پرهیز داشتهاند سبب اصلی پیدا شدن حجاب در ایران باستان
بوده است . در میان یهودیان نیز چنین مقرراتی درباره زن حائض اجرا
میشده است .
اما اینکه میگوید : " و این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان
به شمار میرود " منظورش چیست ؟ .
آیا مقصود اینست که علت رواج حجاب در میان مسلمانان نیز مقررات
خشنی است که درباره زن حائض اجرا میشود ؟ ! همه میدانیم که در اسلام
چنین مقرراتی هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از
برخی عبادات واجب نظیر نماز و روزه معاف است ، و همخوابگی با او نیز
در مدت عادت زنانگی جایز نیست ، ولی زن حائض از نظر معاشرت با
دیگران هیچگونه ممنوعیتی ندارد که عملا مجبور به گوشهنشینی شود .
و اگر مقصود اینست که حجاب رایج میان مسلمانان عادتی است که از
ایرانیان پس از مسلمان شدنشان به سایر مسلمانان سرایت کرد ، باز هم سخن
نادرستی است . زیرا قبل از اینکه ایرانیان مسلمان شوند آیات مربوط به
حجاب نازل شده است .
از سخنان دیگر ویل دورانت هر دو مطلب فهمیده میشود یعنی هم مدعی است
که حجاب به وسیله ایرانیان پس از مسلمان شدنشان در میان مسلمانان رواج
یافت و هم مدعی است که ترک همخوابگی با زن حائض ، در حجاب زنان
مسلمان و لااقل در گوشهگیری آنان مؤثر بوده است .
در جلد 11 صفحه 112 ( ترجمه فارسی ) میگوید : .
" ارتباط عرب با ایران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام
بود . عربان از دلفریبی زن بیم داشتند و پیوسته دلباخته آن بودند و نفوذ
طبیعی وی را با تردید معمولی مردان درباره عفاف و فضیلت زن تلافی
میکردند . عمر به قوم خود میگفت : با زنان مشورت کنند و خلاف رأی ایشان
رفتار کنند . ولی به قرن اول هجری مسلمانان زن را در حجاب نکرده بودند ،
مردان و زنان با یکدیگر ملاقات میکردند و در کوچهها پهلو به پهلوی
میرفتند و در مسجد با هم نماز میکردند .
حجاب و خواجهداری در ایام ولید دوم ( 126 - 127 هجری ) معمول شد .
گوشه گیری زنان از آنجا پدید آمد که در ایام حیض و نفاس بر مردان حرام
بودند " .
در صفحه 111 میگوید : .
" پیمبر از پوشیدن جامه گشاد نهی کرده بود ، اما بعضی عربان این دستور
را ندیده میگرفتند . همه طبقات زیورهائی داشتند . زنان پیکر خود را به
نیم تنه و کمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ میآراستند ، موی خود را به
زیبائی دسته میکردند یا به دو طرف سر میریختند ، یا به دستهها بافته به
پشت سر میآویختند و گاهی اوقات با رشتههای سیاه ابریشم نمایش آنرا
بیشتر میکردند . غالبا خود را به جواهر و گل میآراستند . پس از سال 97
هجری چهره خویش را از زیر چشم به نقاب میپوشیدند . از آن پس این عادت
همچنان رواج بود " .
ویل دورانت در جلد 10 " تاریخ تمدن " صفحه 233 راجع به ایرانیان
باستان میگوید : .
" داشتن متعه بلامانع بود . این متعهها مانند معشوقههای یونانی آزاد
بودند که در میان مردم ظاهر و در ضیافت مردان حاضر شوند ، اما زنان
قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری میشدند . این رسم دیرین ایرانی به
اسلام منتقل شد " .
ویل دورانت طوری سخن میگوید که گوئی در زمان پیغمبر کوچکترین دستوری
درباره پوشیدگی در زن وجود نداشته است و پیغمبر فقط از پوشیدن جامه گشاد
نهی کرده بوده است ! و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم
هجری با بی حجابی کامل رفت و آمد میکردهاند . و حال آنکه قطعا چنین
نیست . تاریخ قطعی برخلاف آن شهادت میدهد . بدون شک زن جاهلیت همچنان
بوده که ویل دورانت توصیف میکند ولی اسلام در این جهت تحولی به وجود
آورد . عایشه همواره زنان انصار را اینچنین ستایش میکرد :
" مرحبا به زنان انصار ، همینکه آیات سوره نور نازل شد یک نفر از
آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید . سر خود را با روسریهای مشکلی
میپوشیدند . گوئی کلاغ روی سرشان نشسته است " ( 1 ) .
در سنن ابوداود جلد 2 صفحه 382 همین مطلب را از امسلمه نقل میکند با
این تفاوت که امسلمه میگوید :
" پس از آنکه آیه سوره احزاب ( « یدنین علیهن من جلابیبهن ») نازل
شد ، زنان انصار چنین کردند " .
" کنت گوبینو " در کتاب سه سال در ایران نیز معتقد است که حجاب
شدید دوره ساسانی ، در دوره اسلام در میان ایرانیان باقی ماند . او معتقد
است که آنچه در ایران ساسانی بوده است تنها پوشیدگی زن نبوده است بلکه
مخفی نگه داشتن زن بوده است . مدعی است که خودسری موبدان و شاهزادگان
آن دوره
پاورقی :
1 - کشاف ، ذیل آیه 31 از سوره نور .
به قدری بود که اگر کسی زن خوشگلی در خانه داشت نمیگذاشت کسی از وجودش
آگاه گردد و حتی الامکان او را پنهان میکرد زیرا اگر معلوم میشد که چنین
خانم خوشگلی در خانهاش هست دیگر مالک او و احیانا مالک جان خودش هم
نبود .
" جواهر لعل نهرو " نخست وزیر فقید هند نیز معتقد است که حجاب از
ملل غیر مسلمان : روم و ایران ، به جهان اسلام وارد شد . در کتاب "
نگاهی به تاریخ جهان " جلد اول صفحه 328 ضمن ستایش از تمدن اسلامی ، به
تغییراتی که بعدها پیدا شد اشاره میکند و از آنجمله میگوید : .
" یک تغییر بزرگ و تأسفآور نیز تدریجا روی نمود و آن در وضع زنان
بود . در میان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا
از مردان و پنهان از ایشان زندگی نمیکردند بلکه در اماکن عمومی حضور
مییافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه میرفتند و حتی خودشان به وعظ
و خطابه میپرداختند . اما عربها نیز بر اثر موفقیتها تدریجا بیش از پیش
رسمی را که در دو امپراطوری مجاورشان یعنی امپراطوری روم شرقی و
امپراطوری ایران وجود داشت اقتباس کردند . عربها امپراطوری روم را
شکست دادند و به امپراطوری ایران پایان بخشیدند . اما خودشان هم گرفتار
عادات و آداب ناپسند این امپراطوریها گشتند . به قراری که نقل شده است
مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنیه و ایران بود که رسم جدائی زنان از
مردان و پردهنشینی ایشان در میان عربها رواج پیدا کرد . تدریجا سیستم "
حرم " آغاز گردید و مردها و زنها از هم جدا گشتند " .
سخن درستی نیست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه
مسلمانان غیر عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم وجود داشت شدیدتر شد نه اینکه اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتی
نداشته است .
از سخنان نهرو بر میآید که رومیان نیز ( شاید تحت تأثیر قوم یهود )
حجاب داشتهاند و رسم حرمسراداری نیز از روم و ایران به دربار خلفای
اسلامی راه یافت . این نکته را دیگران نیز تأیید کردهاند .
در هند نیز حجاب سخت و شدیدی حکمفرما بوده است ولی درست روشن نیست
که قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و یا بعدها پس از نفوذ اسلام
در هند رواج یافته است و هندوان غیر مسلمان تحت تأثیر مسلمانان و
مخصوصا مسلمانان ایرانی حجاب زن را پذیرفتهاند . آنچه مسلم است اینست
که حجاب هندی نیز نظیر حجاب ایران باستان سخت و شدید بوده است . از
گفتار ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن بر میآید که حجاب هندی به
وسیله ایرانیان مسلمان در هند رواج یافته است .
نهرو پس از سخنانی که از او نقل کردیم میگوید :
" متأسفانه این رسم ناپسند کمکم یکی از خصوصیات جامعه اسلامی شد و هند
نیز وقتی مسلمانان بدینجا آمدند آنرا آموخت " .
به عقیده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است .
ولی اگر تمایل به ریاضت و ترک لذت را یکی از علل پدید آمدن حجاب
بدانیم باید قبول کنیم که هند از قدیمترین ایام حجاب را پذیرفته است .
زیرا هند از مراکز قدیم ریاضت و پلید شمردن لذات مادی بوده است .
راسل در " زناشوئی و اخلاق " صفحه 135 میگوید :
" اخلاق جنسی آنچنان که در جوامع متمدن دیده میشود از دو منبع سرچشمه
میگیرد : یکی تمایل به اطمینان پدری ، و دیگری اعتقاد مرتاضانه به خبیث
بودن عشق . اخلاق جنسی در اعصار ماقبل مسیحیت و در ممالک خاور دور تا به
امروز فقط از منبع اول منشعب میشود ، و استثنای آن هند و ایران است که
ظاهرا ریاضت طلبی در آنجا پدید آمده و در سراسر جهان پراکنده شده است
" .
به هر حال آنچه مسلم است اینست که قبل از اسلام حجاب در جهان وجود
داشته است و اسلام مبتکر آن نیست ، اما اینکه حدود حجاب اسلامی با حجابی
که در ملل باستانی بود یکی است یا نه ؟ و دیگر اینکه علت و فلسفهای که
از نظر اسلام حجاب را لازم میسازد همان علت و فلسفه است که در جاهای
دیگر جهان منشأ پدید آمدن حجاب شده است یا نه ؟ مطالبی است که در
قسمتهای بعدی به تفصیل درباره آنها سخن خواهیم گفت .
بخش دوم علل پیدا شدن حجاب :
1 - ریشه فلسفی .
2 - ریشه اجتماعی .
3 - ریشه اقتصادی .
4 - ریشه اخلاقی .
5 - ریشه روانی .
6 - تدبیر غریزی شگفت انگیز زن .
علت پیدا شدن حجاب
علت و فلسفه پیدا شدن حجاب چیست ؟ چطور شد که در میان همه یا بعضی
ملل باستانی پدید آمد ؟ اسلام که دینی است که در همه دستورهای خویش
فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تأیید و یا تأسیس کرد
؟ .
مخالفان حجاب سعی کردهاند جریانات ظالمانهای را به عنوان علت پیدا
شدن حجاب ذکر کنند ، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیر اسلامی فرق
نمیگذارند ، چنین وانمود میکنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات
ظالمانه سرچشمه میگیرد .
در باب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است و غالبا
این علتها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است . ما
مجموع آنها را ذکر میکنیم . نظریاتی که به دست آوردهایم بعضی فلسفی و
بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلا ذکر
میشود : .
1 - میل به ریاضت و رهبانیت ( ریشه فلسفی ) .
2 - عدم امنیت و عدالت اجتماعی ( ریشه اجتماعی ) .
3 - پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع
اقتصادی مرد ( ریشه اقتصادی ) .
4 - حسادت و خودخواهی مرد ( ریشه اخلاقی ) .
5 - عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم
دارد ، به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او
در ایام عادت وضع شده است ( ریشه روانی ) .
علل نامبرده یا به هیچ وجه تأثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از
جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کردهاند و یا
فرضا در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تأثیر داشته است در حجاب
اسلامی تأثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفهای که در اسلام سبب تشریع
حجاب شده نبوده است .
همانطور که ملاحظه میشود مخالفان حجاب گاهی آن را زائیده یک طرز تفکر
فلسفی خاص درباره جهان و لذات جهان معرفی میکنند و گاهی ریشه سیاسی و
اجتماعی برای آن ذکر میکنند و گاهی آنرا معلول علل اقتصادی میدانند و
گاهی جنبههای خاص اخلاقی یا روانی را در پدید آمدن آن دخالت میدهند .
ما هر یک از این علل را ذکر و سپس انتقاد میکنیم و ثابت میکنیم که
اسلام در فلسفه اجتماعی خود به هیچیک از این جهات نظر نداشته است و
هیچیک از آنها با مبانی مسلم و شناخته شده اسلام وفق نمیدهد و در خاتمه به یک علت اساسی اشاره میکنیم که از
نظر ما موجهترین آنها به شمار میرود .
ریاضت و رهبانیت
ارتباط مسأله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است که
چون زن بزرگترین موضوع خوشی و کامرانی بشر است ، اگر زن و مرد معاشر و
محشور با یکدیگر باشند ، خواه ناخواه دنبال لذتجوئی و کامیابی میروند .
پیروان فلسفه رهبانیت و ترک لذت برای اینکه محیط را کاملا با زهد و
ریاضت سازگار کنند بین زن و مرد حریم قائل شده پوشش را وضع کردهاند ،
کما اینکه با چیزهای دیگری هم که نظیر زن محرک لذت و بهجت بوده است
مبارزه کردهاند . پدید آمدن پوشش طبق این نظریه ، دنباله و نتیجه پلید
دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است .
ایده ریاضت و ترک دنیا همانطوری که در موضوع مال ، فلسفه فقر طلبی و
پشت پا زدن به همه وسائل مادی را به وجود آورده است ، در مورد زن فلسفه
تجرد طلبی و مخالفت با جمال را ایجاد کرده است . بلند نگهداشتن مو که
در میان سیکها ، هندوها و بعضیها در اویش معمول است نیز از مظاهر
مخالفت با جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرف لذت و میل به
ریاضت است . میگویند کوتاه کردن و ستردن مو ، سبب فزونی رغبت جنسی میگردد و بلند کردن آن موجب تقلیل و کاهش آن است .
در اینجا بد نیست قسمتی از گفته برتراند راسل را در این موضوع بیاوریم
. وی در کتاب " زناشوئی و اخلاق " صفحه 30 میگوید : .
" بخصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پول ( بولس مقدس ) از
طرف کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده
بیشماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند ، شیطانی که هر
آن ذهن آنان را از تخیلات شهوانی مملو میساخت . کلیسا ضمنا با استحمام
به مبارزه پرداخت زیرا خطوط بدن ، انسان را به طرف گناه میراند . کلیسا
چرک بدن را تحسین کرده رایحه بدن صورت بوی تقدس را به خود گرفت زیرا
باز به نظر سن پول نظافت بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد .
شپش مروارید خدا شناخته شد . . . " .
اینجا این پرسش پیش میآید که اساسا علت تمایل بشر به ریاضت و
رهبانیت چیست ؟ بشر طبعا باید کامجو و لذت طلب باشد . پرهیز از لذت
و محروم کردن خود باید دلیلی داشته باشد .
چنانکه میدانیم رهبانیت و دشمنی با لذت جریانی بوده که در بسیاری از
نقاط جهان وجود داشته است . از جمله مراکز آن در مشرق زمین ، هندوستان ،
و در مغرب زمین یونان بوده است . نخله " کلبی " که یکی از نخلههای
فلسفی است و در یونان رواج داشته است ، طرفدار " فقر " و مخالف لذت
مادی بوده است ( 1 ) .
پاورقی :
1 - سرسلسله کلبیون یکی از شاگردان سقراط است به نام " انتیس طینس
" . او مانند استاد خود غایت وجود را در کسب فضیلت دانست ولی فضیلت
را در ترک همه تمتعات جسمانی و روحانی میدانست . گفتهاند : " از این
جهت او و پیروانش را > کلبیون میگفتند که گفتگوهای " انتیس طینس " در محلی از شهر آتن
واقع میشد که به مناسباتی آنجا را " سگ سفید " میخواندند . و نیز به
سبب اینکه پیروان او در شیوه انصراف از دنیا و اعراض از علائق دنیوی
چنانکه مبالغه کردند که از آداب و رسوم معاشرت و لوازم زندگانی متمدن
نیز دست برداشته حالت دام و دد اختیار نمودند ، با لباس کهنه و پاره و
سر و پای برهنه و موی ژولیده ( مانند هیپیهای عصر ما ) میان مردم میرفتند
و در گفتگو هر چه بر زبان میگذشت بی ملاحظه میگفتند ، بلکه در زخم زبان
اصرار داشتند و به فقر و تحمل رنج و درد ، سرفرازی میکردند و همه قیود و
حدودی که مردم در زندگانی اجتماعی بدان مقید شدهاند ترک کرده حالت
طبیعی را پیشه خود ساخته بودند " . ( سیر حکمت در اروپا ، جلد اول صفحه
70 ) .
یکی از علل پدید آمدن اینگونه افکار و عقاید ، تمایل بشر برای وصول به
حقیقت است . این تمایل در بعضی افراد فوق العاده شدید است ، و اگر با
این عقیده ضمیمه گردد که کشف حقیقت از برای روح آنگاه حاصل میشود که
بدن و تمایلات بدنی و جسمانی مقهور گردد ، قهرا منجر به ریاضت و
رهبانیت میگردد . به عبارت دیگر ، این اندیشه که وصول به حق جزا از راه
فنا و نیستی و مخالفت با هوای نفس میسر نیست ، علت اصلی پدید آمدن
ریاضت و رهبانیت است .
علت دیگر پدیده ریاضت آمیخته بودن لذات مادی به پارهای از رنجهای
معنوی است . بشر دیده است که همواره در کنار لذتهای مادی یک عده
رنجهای روحی وجود دارد . مثلا دیده است که هر چند داشتن ثروت موجب یک
سلسله خوشیها و کامرانیها است اما هزاران ناراحتیها و اضطرابها و تحمل
ذلتها در تحصیل و در نگهداری آن وجود دارد . بشر دیده است که آزادی و
استغناء و علو طبع خود را به واسطه این لذات مادی از دست میدهد . از
اینرو از همه آن لذات چشم پوشیده تجرد و استغناء را پیشه خود ساخته است .
شاید در ریاضت هندی ، عامل اول ، و در فقر طلبی کلبی یونانی عامل دوم
بیشتر مؤثر بوده است .
علل دیگری نیز برای پدید آمدن ریاضت و گریز از لذت ذکر کردهاند . از
آنجمله اینکه محرومیت و شکست در موفقیتهای مادی مخصوصا شکست در عشق ،
سبب توجه به ریاضت میگردد . روح بشر پس از این نوع شکستها انتقام خود
را از لذتهای مادی بدین صورت میگیرد که آنها را پلید میشناسد و فلسفهای
برای پلیدی آنها میسازد .
افراط در خوشگذرانی و کامجوئی عامل دیگر توجه به ریاضت است . ظرفیت
جسمانی انسان برای لذت محدود است . افراط در کامجوئی و لذات جسمانی و
تحمیل بیش از اندازه ظرفیت بر بدن موجب عکس العمل شدید روحی مخصوصا
در سنین پیری میگردد . خستگی ، سرخوردگی به وجود میآورد .
تأثیر این دو علت را نباید انکار کرد ولی مسلما اینها علت منحصر
نمیباشند . تأثیر این دو علت بدین نحو است که پس از شکستها و عدم
موفقیتها ، و یا خستگیها و فرسودگیها ، اندیشه وصول به حقیقت در روح
بیدار میگردد . توجه به مادیات و غرق شدن در اندیشههای مادی خود مانعی
است برای اینکه انسان درباره ازلیت و ابدیت و حقیقت جاودانی بیاندیشد
و در این جهت فکر و تلاش کند که از کجا آمدهام و در کجا هستم و به کجا
میروم ؟ اما همینکه به واسطه شکست و یا خستگی ، حالت گریز و بی رغبتی نسبت به مادیات در روح پدید آمد ، اندیشه در مطلقات بلامزاحم مانده جان
میگیرد . این دو عامل همیشه به کمک عامل اول سبب توجه به ریاضت میشود
. و البته بعضی از افرادی که به سوی ریاضت کشیده میشوند تحت تأثیر این
دو عامل میباشند نه همه آنها .
بررسی
اکنون ببینیم از نظر اسلام و طرز تفکری که اسلام به جهان عرضه داشته است
آیا چنین تعلیل و توجیهی برای پوشش صحیح است ؟ .
اسلام خوشبختانه یک طرز تفکر و جهانبینی روشن دارد ، نظرش درباره
انسان و جهان و لذت روشن است و به خوبی میتوان فهمید که آیا چنین
اندیشهای در جهانبینی اسلام وجود دارد یا نه ؟ .
ما منکر نیستیم که رهبانیت و ترک لذت در نقاطی از جهان وجود داشته
است و شاید بتوان پوشش زن را در جاهائی که چنین فکری حکومت میکرده
است از ثمرات آن دانست ، ولی اسلام که پوشش را تعیین کرد نه در هیچ جا
به چنین علتی استناد جسته است و نه چنین فلسفهای با روح اسلام و با سایر
دستورهای آن قابل تطبیق است .
اصولا اسلام با فکر ریاضت و رهبانیت سخت مبارزه کرده است و این مطلب
را مستشرقین اروپائی هم قبول دارند . اسلام به نظافت تشویق کرده ، به جای
اینکه شپش را مروارید خدا بشناسد گفته است : " « النظافة من اعیمان » " . پیغمبر اکرم شخصی
را دید در حالی که موهایش ژولیده و جامههایش چرکین بود و بد حال مینمود
. فرمود : " « من الدین المتعة » " ( 1 ) یعنی تمتع و بهره بردن از
نعمتهای خدا جزو دین است . و هم آنحضرت فرمود : " « بئس العبد
القاذوره » " ( 2 ) یعنی بدترین بنده شخص چرکین و کثیف است .
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : " « ان الله جمیل یحب الجمال » " ( 3
) خداوند زیبا است و زیبائی را دوست میدارد . امام صادق فرمود : "
خداو ند زیبا است و دوست میدارد که بندهای خود را بیاراید و زیبا نماید
و بر عکس ، فقر را و تظاهر به فقر را دشمن میدارد . اگر خداوند نعمتی به
شما عنایت کرد باید اثر آن نعمت در زندگی شما نمایان گردد . به آنحضرت
گفتند چگونه اثر نعمت خدا نمایان گردد ؟ فرمود به اینکه جامه شخص نظیف
باشد ، بوی خوش استعمال کند ، خانه خود را با گچ سفید کند ، بیرون خانه
را جاروب کند ، حتی پیش از غروب چراغها را روشن کند که بر وسعت رزق
میافزاید " ( 4 ) .
در قدیمیترین کتابهائی که در دست داریم مانند " کافی " که یادگار
هزار سال پیش است ، بحثی تحت عنوان " باب الزی و التجمل " وجود
دارد . اسلام به کوتاه کردن و شانه کردن مو و به کار بردن بوی خوش و روغن
زدن به سر سفارشهای اکید کرده است .
پاورقی :
1 - وسائل جلد اول صفحه . 277
2 و 3 - وسائل جلد اول صفحه . 277
4 - وسائل جلد اول صفحه . 278
عدهای از اصحاب رسول اکرم به خاطر اینکه بهتر و بیشتر عبادت کنند و
از لذات روحانی بهرهمند شوند ترک زن و فرزند کردند ، روزها روزه
میگرفتند و شبها عبادت میکردند . همینکه رسول خدا آگاه شد آنها را منع
کرد و گفت من که پیشوای شما هستم چنین نیستم ، بعضی روزها روزه میگیرم ،
بعضی روزها افطار میکنم ، بعضی روزها افطار میکنم ، قسمتی از شب را
عبادت میکنم و قسمتی دیگر نزد زنهای خود هستم . همین عده از رسول خدا
اجازه خواستند که برای اینکه ریشه تحریکات جنسی را از وجود خود بکنند ،
خود را اخته کنند . رسول اکرم اجازه نداد ، فرمود در اسلام این کارها حرام
است .
روزی سه زن به حضور رسول اکرم آمده از شوهران خود شکایت کردند . یکی
گفت شوهر من گوشت نمیخورد . دیگری گفت شوهر من از بوی خوش اجتناب
میکند . سومی گفت شوهر من از زنان دوری میکند . رسول خدا بیدرنگ در
حالی که به علامت خشم ردایش را به زمین میکشید ، از خانه به مسجد رفت و
بر منبر آمد و فریاد کرد : چه میشود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و
بوی خوش و زن کردهاند ؟ ! همانا من خودم هم گوشت میخورم و هم بوی خوش
استعمال میکنم و هم از زنان بهره میگیرم . از روش من اعراض کند از من
نیست ( 1 ) .
پاورقی :
1 - " کافی " تألیف محمد بن یعقوب کلینی جلد 5 صفحه 496 ، و وسائل
جلد 3 ص . 14 برای روایات نهی از تبتل و اختصا ( رهبانیت و خود را
اخته کردن ) رجوع شود به " صحیح بخاری " جلد 7 صفحات 4 و 5 و 40 و "
صحیح مسلم " جلد 4 صفحه 129 و " جامع ترمذی " چاپ هند صفحه 173.
دستور کوتاه کردن لباس - برخلاف معمول اعراب که لباسهایشان به قدری
بلند بود که زمین را جاروب میکرد - به خاطر نظافت است که در اولین
آیات نازله بر رسول اکرم بیان شده است : « و ثیابک فطهر »( 1 ) .
همچنین استحباب پوشیدن جامه سفید یکی به خاطر زیبائی است و دیگر به
خاطر پاکیزگی است ، زیرا لباس سفید چرک را بهتر نمایان میسازد و به
همین موضوع در روایات اشاره شده است : « البسوا البیاض فانه اطیب و
اطهر » . ( 2 ) رسول اکرم هنگامی که میخواست نزد اصحابش برود به آئینه
نگاه میکرد ، موهای خود را شانه و مرتب میساخت و میگفت خداوند دوست
میدارد بندهاش را که وقتی که به حضور دوستان خود میرود خود را آماده و
زیبا سازد ( 3 ) . ، یعنی لباس سفید بپوشد که زیباتر و پاکیزهتر است .
قرآن کریم آفرینش وسائل تجمل را از لطفهای خدا نسبت به بندگانش
قلمداد کرده است و تحریم زینتهای دنیا بر خود ، سخت مورد انتقاد قرآن
قرار گرفته است : " « قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات
من الرزق »" ( 4 ) . در احادیث اسلامی آمده است که ائمه اطهار با
متصوفه کرارا مباحثه کرده و مرام آنان
پاورقی :
1 - جامههای خویش را پاکیزه گردان . سوره المدثر ، آیه . 4
2 - وسائل ، جلد اول صفحه . 280
3 - وسائل ، جلد اول صفحه . 278
4 - بگو چه کسی زینتهائی که خدا برای بندگان خود آفریده و روزیهای
پاکیزه را حرام کرده است ؟ سوره الاعراف ، آیه . 32
را با استناد به همین آیه باطل نشان دادهاند .
اسلام التذاذ و کامجوئی زن و شوهر از یکدیگر را نه تنها تقبیح نکرده
است ، ثوابهائی هم برای آن قائل شده است . شاید برای یک نفر فرنگی
شگفت انگیز باشد اگر بشنود اسلام مزاح و ملاعبه زن و شوهر ، آرایش کردن
زن برای شوهر ، پاکیزه کردن شوهر خود را برای زن مستحب میداند . در قدیم
که به پیروی از کلیسا همه گونه التذاذات شهوانی را تقبیح میکردند ، این
حرفها را تخطئه کرده حتی مسخره میدانستند .
اسلام التذاذات جنسی در غیر محدوده ازدواج قانونی را به شدت منع
فرموده است و آن خود فلسفه خاصی دارد که بعد توضیح خواهیم داد ، ولی
لذت جنسی در حدود قانون را تحسین کرده است تا جائی که فرموده دوست
داشتن زن از صفات پیغمبران است : « من اخلاق الانبیاء حب النساء » (2) .
در اسلام زنی که در آرایش و زینت خود برای شوهر کوتاهی کند ، نکوهش
شده است کما اینکه مردانی که در ارضاء زن خود کوتاهی میکنند نیز نکوهش
شدهاند .
حسن بن جهم میگوید : بر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام وارد شدم ، دیدم
خضاب فرموده است . گفتم رنگ مشکی به کار بردهاید ؟ فرمود : بلی ،
خضاب و آرایش در مرد موجب افزایش پاکدامنی در همسر او است . برخی از
زنان به این
پاورقی :
1 - رجوع شود به وسائل جلد 1 صفحه . 279
2 - وسائل الشیعه جلد 3 صفحه . 3
جهت که شوهرانشان خود را نمیآرایند ، عفاف را از دست میدهند ( 1 ) .
حدیث دیگری از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که :
« تنظفوا و لا تشبهوا بالیهود » .
یعنی نظیف باشید و خودتان را شبیه به یهود نکنید . بعد فرمود زنان
یهودی که زناکار شدند بدان جهت بود که شوهرانشان کثیف بودند و مورد
رغبت واقع نمیشدند . خودتان را پاکیزه کنید تا زنانتان به شما راغب
گردند
عثمان بن مظعون یکی از اکابر صحابه رسول اکرم است ، خواست به تقلید
از راهبان ، به اصطلاح تارک دنیا شود ، ترک زن و زندگی کرد و لذتها را
بر خویش تحریم ساخت .
همسرش نزد رسول خدا آمده عرض کرد یا رسول الله ! عثمان روزها را روزه
میگیرد و شبها به نماز بر میخیزد . پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله
خشمگین شده برخاست به نزد وی آمد . عثمان مشغول نماز بود . صبر کرد تا
نمازش تمام شد ، فرمود : ای عثمان خدا مرا به رهبانیت دستور نفرموده
است . دین من روشی منطبق بر واقعیت و در عین حال ساده و آسان است . "
« لم یرسلنی الله تعالی بالرهبانیة و لکن بعثنی بالحنیفیة السهلة السمحة»
" ( 3 ) یعنی خداوند مرا برای رهبانیت و ریاضت نفرستاده است ، مرا
برای شریعتی فطری و آسان و با گذشت فرستاده است . من نماز میخوانم و
روزه
پاورقی :
1 - کافی جلد 5 صفحه . 567
2 - نهج الفصاحه .
3 - کافی جلد 5 صفحه . 494
میگیرم و با همسرانم نیز مباشرت دارم . هر کس که دین مطابق با فطرت
مرا دوست میدارد باید از من پیروی کند . ازدواج یکی از سنتهای من است .
عدم امنیت
ریشه دیگری که برای به وجود آمدن پوشش ذکر کردهاند ناامنی است . در
زمانهای قدیم بیعدالتی و ناامنی بسیار بوده است . دست تجاوز زورمندان و
قلدران به مال و ناموس مردم بیباکانه دراز بوده است . مردم اگر پول و
ثروتی داشتند ناچار بودند به صورت دفینه در زیر خاک پنهان کنند . علت
مخفی ماندن گنجها اینست که صاحبان طلا و ثروت جرأت نمیکردند که حتی
بچههای خود را از پنهانگاه ثروت خود آگاه سازند . میترسیدند که راز آنها
به وسیله بچهها فاش شود و مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند . بدین
ترتیب گاهی اتفاق میافتاد که پدر با مرگ ناگهانی از دنیا میرفت و
فرصت نمیکرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد . قهرا دارائی او در زیر
خاکها مدفون میماند . جمله معروف استر ذهبک و ذهابک و مذهبک : پول و
مسافرت و عقیده خود را آشکار نکن ، یادگار آن زمانها است .
همانطور که در مورد ثروت امنیت نبود ، راجع به زن هم امنیت وجود
نداشت . هر کس زن زیبائی داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفی نگهدارد . زیرا اگر آنها اطلاع پیدا میکردند . او دیگر
مالک زن خود نبود .
ایران دوره ساسانی ناظر جنایتها و فجایع عجیبی در این زمینه بوده است
. شاهزادگان و موبدان و حتی کدخداها و اربابها هرگاه از وجود زن زیبائی
در یک خانه مطلع میشدند به آن خانه میریختند و زن را از خانه شوهرش
بیرون میکشیدند . در آن موقع سخن از پوشش و حجاب نبود . سخن از به
اصطلاح قایم کردن و مخفی داشتن زن بود که احدی نفهمد . ویل دورانت در
کتاب " تاریخ تمدن " قضایای شرمآوری در این باره از ایران قدیم نقل
میکند . کنت گوبینو در کتاب " سه سال در ایران " میگوید : حجابی که
هم اکنون در ایران است بیش از آن اندازه که مستند به اسلام باشد مستند
به ایران قبل از اسلام است . و مینویسد که در ایران قدیم مردم هیچ امنیتی
در مورد زنها نداشتند .
درباره انوشیروان - که به غلط او را عادل خواندهاند - نقل شده که وقتی
یکی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت . انوشیروان به قصد تجاوز به زن
او در غیاب او به خانهاش رفت . زن جریان را برای شوهر خود نقل کرد .
بیچاره شوهر ، دید زنش را که از دست داده سهل است جانش نیز در خطر
است . فورا زن خویش را طلاق گفت . وقتی انوشیروان مطلع شد که وی زنش
را طلاق داده است به او گفت شنیدم یک بوستان بسیار زیبائی داشتهای و
اخیرا آن را رها کردهای ، چرا ؟ گفت جای پای شیر در آن بوستان دیدم
ترسیدم مرا بدرد . انوشیروان خندید و گفت دیگر آن شیر به آن بوستان
نخواهد آمد .
این نا امنیها اختصاص به ایران و به زمانهای قدیم نداشته است .
داستان اذان نیمه شب که در " داستان راستان " آوردهایم نشان میدهد که
چگونه مشابه این جریانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه
خلافت بغداد ، در بغداد هم رواج داشته است . در همین زمانها نزدیک
خودمان یکی از شاهزادگان در اصفهان از اینگونه تجاوزها زیاد داشته است و
مردم اصفهان قصههای زیادی از زمان حکومت او نقل میکنند .
بررسی
ما وجود نا امنیها و بیعدالتیهای زمان گذشته و تأثیر آنها را در مخفی
کردن زن منکر نیستیم .
مسلما حجابهای افراطی و عقائد افراطی درباره پوشیدن زن معلول همین نوع
جریانهای تاریخی است . ولی باید ببینیم آیا فلسفه پوشش زن در اسلام همین " قر " میزنند و او را از شوهر و فرزند آواره میکنند . اینگونه حوادث
و یا حوادثی از قبیل ربودن زنان و دختران به وسیله تا کسی یا وسیله دیگر
زیاد اتفاق میافتد و در روزنامهها میخوانیم . در روزنامه اطلاعات مورخ 6
أ 47 / 9 تحت عنوان " زنان امریکا در معرض خطر حملات جنسی " مینویسد
: .
" واشنگتن آسوشیتدپرس - سه پزشک محقق امریکائی در گزارشی که برای
دولت امریکا تهیه کردهاند اعلام نمودهاند که در میان ایالات امریکا
لوسآنجلس از لحاظ میزان " زنای به عنف " مقام اول را دارد و واشنگتن
مقام سیزدهم را حائز است . البته این بدان معنی نیست که زنان و دختران
در واشنگتن از حملات جنسی در امانند ، اما امنیت آنها از بسیاری از
شهرهای بزرگ امریکا بیشتر است . در هر صد هزار جمعیت لوسآنجلس 52
مورد زنای به عنف وجود دارد . در حالی که در واشنگتن این رقم 17 / 7
میباشد . در نیویورک در مدت شش ماه 3000 شکایت از هتک ناموس به زور
به اداره پلیس رسیده است . سن این عده شاکیان بین شش سال تا هشتاد و
هشت سال بوده و قسمت اعظم شاکیان چهارده ساله بودهاند " .
پس این ادعا که در عصر ما امنیت ناموسی کامل برقرار است و صاحبان
نوامیس باید از این نظر خاطرشان جمع باشد یاوهای بیش نیست .
ثانیا فرض کنیم امنیت ناموسی کامل در جهان برقرار شده و تجاوز به
عنف دیگر وجود ندارد و هر تجاوزی که به نوامیس مردم میشود از روی رضای
طرفین است ، ریشه نظر اسلام درباره پوشش چیست ؟ آیا نظر اسلام به عدم
امنیت بوده تا گفته شود اکنون که امنیت کامل برقرار شده دلیلی برای
پوشش نیست ؟
مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است . لااقل علت
منحصر و اساسی ، عدم امنیت نبوده است ، زیرا این امر نه در آثار اسلامی
به عنوان علت پوشش معرفی شده است و نه چنین چیزی با تاریخ تطبیق میکند
. در میان اعراب جاهلیت پوشش نبود و در عین حال امنیت فردی به واسطه
زندگی خاص قبیلهای و بدوی وجود داشت . یعنی در همان وقت که در ایران
ناامنی فردی و تجاوز به ناموسی به حد اعلی وجود داشت و پوشش هم بود ،
در عربستان ، اینگونه تجاوز بین افراد قبائل وجود نداشت .
امنیتی که در زندگی قبیلهای وجود نداشت امنیت اجتماعی یعنی امنیت
گروهی بود و اینگونه عدم امنیتها را پوشش نمیتواند چاره نماید . به این
معنی که قبیلهای به قبیله دیگر شبیخون میزد . در این شبیخونها که به
وسیله قبیله بیگانه انجام میشد همه چیز دستخوش غارت میگردید ، هم مرد
اسیر میشد و هم زن ، پوشش زن برای او امنیت نمیآورد .
زندگی اعراب جاهلیت با همه تفاوت عظیم و فاحشی که با زندگی صنعتی و
ماشینی عصر ما داشته ، از این جهت مانند عصر ما بوده یعنی فحشا و زنا
حتی در مورد زنان شوهردار فراوان بوده است . ولی به خاطر یک نوع
دموکراسی و نبودن حکومت استبدادی ، کسی زن کسی را به زور از خانهاش
بیرون نمیکشید . با این تفاوت که نوعی عدم امنیت فردی در زندگی ماشینی
امروز هست که در آن عصر نبود .
پوشش ، برای جلوگیری از تجاوز کسانی است که در یک جا زندگی میکنند . بر حسب خوی و عادت قبیلهای بین افراد یک قبیله
اینجور تجاوزها وجود نداشته است . لهذا نمیتوانیم بگوئیم که اسلام صرفا
به خاطر برقرار ساختن امنیت دستور پوشش را وضع کرد .
فلسفه اساسی پوشش چیز دیگر است که توضیح خواهیم داد . در عین حال
نمیخواهیم بگوئیم که مسأله امنیت زن از گزند تجاوز مرد به هیچ وجه مورد
توجه نبوده است . بعدا در آنجا که به تفسیر آیه " جلباب " میپردازیم
، خواهیم دید که قرآن کریم بدین اصل توجه داشته است . مدعی این موضوع
نیز نیستیم که در عصر ما این فلسفه بی مورد است و امنیت کامل برای زن
از ناحیه تجاوزات مردانه برقرار است . تجاوزات به عنف که در کشورهای
به اصطلاح پیشرفته همه روزه رخ میدهد ، در روزنامه های ما هم منعکس است.
را خلق کردند .
گویندگان این سخن ، سعی کردهاند مسائل دیگری از قبیل نفقه و مهر را نیز
براساس مالکیت مرد نسبت به زن توجیه کنند .
در کتاب " انتقاد بر قوانین اساسی و مدنی ایران " صفحه 27 مینویسد :
.
" هنگامی که قانون مدنی ایران تدوین شد هنوز از برده فروشی در بعضی از
نقاط دنیا اثری به جا بود و در ایران نیز با اینکه این کار علی الظاهر از
میان رفته بود ولی باز در مغز قانونگزاران آثاری از بردهفروشی و آزار به زیر دستان وجود داشت . زن را در آن دوره چون " مستأجره "
میپنداشتند . زن حق نداشت با مردان نشست و برخاست کند و در اجتماعات
راه یابد و به مقامات دولتی برسد . اگر صدای زن را نامحرم میشنید آن زن
بر شوی خود حرام میشد . خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزاری میدانستند
که کار او منحصرا رسیدگی به امور خانه و پروردن فرزند بود و هنگامی که
این ابزار میخواست از خانه بیرون برود او را سر تا پا در چادری سیاه
میپیچانیدند و روانه بازار یا خیابان میکردند " .
علائم و نشانههای افترا و غرض و مرض از اتمام این نوشته پیداست . کی
و کجا چنین قاعدهای وجود داشت که اگر صدای زن را نامحرم میشنید بر شوی
خود حرام میشد ؟ آیا در جامعهای که دائما سخنرانان مذهبیش از بالای منابر
خطابه زهرای مرضیه را در مسجد مدینه و خطابههای زینب کبرا را در کوفه و
شام به گوش مردم میرسانند ، ممکن است چنین فکری در میان مردم آن جامعه
پیدا شود ؟ ! کی و کجا زن در ایران اسلامی برده مرد بوده است ؟ همه
میدانند که در خانوادههای مسلمان بیش از آنکه زن در خدمت مرد باشد ،
مرد به حکم وظیفه اسلامی در خدمت زن بوده وسیله آسایش او را فراهم
میکرده است . زن در خانوادههائی مورد اهانت و تحقیر و ظلم قرار گرفته
که روح اسلامی در آن خانوادهها نبوده یا ضعیف بوده است .
عجبا میگوید : " زن حق نداشت که با مردان نشست و برخاست کند . "
من میگویم : بر عکس ، در محیطهای پاک اسلامی این مرد بود که حق نداشت
در نشست و برخاستها از زن بیگانه بهرهبرداری کند . این مرد است که
همواره حرص میورزد
نظرات ()<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} @font-face {font-family:Times; panose-1:2 2 6 3 6 4 5 2 3 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:7 0 0 0 147 0;} @font-face {font-family:"B Zar"; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:AR-SA;} p.MsoFooter, li.MsoFooter, div.MsoFooter {mso-style-unhide:no; mso-style-link:"Footer Char"; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; tab-stops:center 207.65pt right 415.3pt; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-language:AR-SA;} span.FooterChar {mso-style-name:"Footer Char"; mso-style-unhide:no; mso-style-locked:yes; mso-style-link:Footer; mso-ansi-font-size:12.0pt; mso-bidi-font-size:12.0pt; mso-bidi-language:AR-SA;} p.subtitle, li.subtitle, div.subtitle {mso-style-name:subtitle; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:"Times","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"Times New Roman"; color:#0000CC; mso-bidi-language:AR-SA; font-weight:bold;} p.title, li.title, div.title {mso-style-name:title; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:18.0pt; font-family:"Times","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"Times New Roman"; color:#0000CC; mso-bidi-language:AR-SA; font-weight:bold;} p.subscript, li.subscript, div.subscript {mso-style-name:subscript; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; border:none; mso-border-alt:dotted windowtext .75pt; padding:0cm; mso-padding-alt:2.0pt 2.0pt 2.0pt 2.0pt; font-size:9.0pt; font-family:"Tahoma","sans-serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; color:black; mso-bidi-language:AR-SA;} p.footer, li.footer, div.footer {mso-style-name:footer; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:9.0pt; font-family:"Times","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-bidi-font-family:"Times New Roman"; color:black; mso-bidi-language:AR-SA; font-weight:bold;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-size:10.0pt; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt;} @page Section1 {size:419.6pt 612.1pt; margin:44.95pt 45.6pt 53.95pt 46.75pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; border:windowtext 12.0pt; mso-page-border-art:flowers-pansy; padding:24.0pt 24.0pt 24.0pt 24.0pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->
به نام خدا
مقدمه
لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است . در
خود قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است . علیهذا در اصل مطلب از
جنبه اسلامی نمیتوان تردید کرد .
پوشیدن زن خود را از مرد بیگانه یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و
زنان اجنبی است ، همچنانکه عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر
از مظاهر آن است . این بحث را در پنج بخش باید رسیدگی کرد :
1 - آیا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمین به
غیر مسلمین سرایت کرده است ؟ یا از مختصات اسلام و مسلمین نیست و در
میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است ؟ .
2 - علت پوشش چیست ؟ .
چنانکه میدانیم در میان حیوانات هیچگونه حریمی میان جنس نر و جنس
ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه با یکدیگر معاشرت میکنند . قاعده اولی
طبیعی این است که افراد انسان نیز چنین باشند . چه موجبی سبب شده که میان جنس زن و مرد حریم و حائلی به صورت
پوشیدگی زن یا به صورت دیگر به وجود آید ؟ .
اختصاص به پوشش ندارد ، در مطلق اخلاق جنسی جای چنین سؤالی هست .
درباره حیا و عفاف نیز همین پرسش هست . حیوانات در مسائل جنسی احساس
شرم نمیکنند ولی در انسان بالاخص در جنس ماده حیا و شرم وجود دارد .
3 - فلسفه پوشش از نظر اسلام .
4 - ایرادها و اشکالها .
5 - حدود پوشش اسلامی چیست ؟ .
آیا اسلام طرفدار پرده نشینی زن است همچنانکه لغت " حجاب " بر این
معنی دلالت میکند ، یا اسلام طرفدار این است که زن در حضور مرد بیگانه
بدن خود را بپوشاند بدون آنکه مجبور باشد از اجتماع کنارهگیری کند ؟ و در
صورت دوم حدود پوشش چقدر است ؟ آیا چهره و دو دست تا مچ نیز باید
پوشیده شود یا ماورای چهره و دو دست باید پوشیده شود اما چهره و دو دست
تا مچ پوشیدنش لازم نیست ؟ و در هر حال ، آیا در اسلام مسألهای به نام "
حریم عفاف " وجود دارد یا نه ؟ یعنی آیا در اسلام مسأله سومی که نه "
پرده نشینی " و " محبوسیت " و نه " اختلاط " باشد وجود دارد یا خیر
؟ و به عبارت دیگر آیا اسلام طرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است یا
نه ؟ .
اینها پرسشهائی است که این کتاب بدانها پاسخ میگوید .
بخش اول تاریخچه حجاب :
1 - آیا در میان ملل دیگر قبل از اسلام حجاب بوده است ؟
2 - وضع حجاب در جاهلیت عرب .
3 - حجاب در قوم یهود .
4 - حجاب در ایران باستان .
5 - حجاب در هند .
تاریخچه حجاب
اطلاع من از جنبه تاریخی کامل نیست . اطلاع تاریخی ما آنگاه کامل است
که بتوانیم درباره همه مللی که قبل از اسلام بودهاند اظهار نظر کنیم . قدر
مسلم اینست که قبل از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است .
تا آنجا که من در کتابهای مربوطه خواندهام در ایران باستان و در میان
قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده
سختتر بوده است . اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به
وسیله اسلام در عرب پیدا شده است .
ویل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاریخ تمدن " ( ترجمه فارسی ) راجع
به قوم یهود و قانون تلمود مینویسد : .
" اگر زنی به نقض قانون یهود میپرداخت چنانکه مثلا بی آنکه چیزی بر
سر داشت به میان مردم میرفت و یا در شارع عام نخ میرشت یا با هر سنخی
از مردان درد دل میکرد یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانهاش تکلم
مینمود همسایگانش میتوانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق
داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد " .
علیهذا حجابی که در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامی چنانکه
بعدا شرح خواهیم داد بسی سختتر و مشکلتر بوده است .
در جلد اول " تاریخ تمدن " صفحه 552 راجع به ایرانیان قدیم میگوید :
.
" در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند ، با کمال آزادی و با روی
گشاده در میان مردم آمد و شد میکردند . . . " .
آنگاه چنین میگوید :
" پس از داریوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد .
زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی
خود را حفظ کردند ولی در مورد زنان دیگر ، گوشهنشینی زمان حیض که
برایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا کرد و سراسر زندگی اجتماعیشان
را فرا گرفت ، و این امر خود مبنای پردهپوشی در میان مسلمانان به شمار
میرود . زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان
روپوش دارد از خانه بیرون بیایند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمیشد که
آشکارا با مردان آمیزش کنند . زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو
پدر با برادرشان باشد ببینند . در نقشهائی که از ایران باستان بر جای
مانده هیچ صورت زن دیده نمیشود و نامی از ایشان به نظر نمیرسد . . . "
.
چنانکه ملاحظه میفرمائید حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حکمفرما
بوده ، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده میشدهاند .
به عقیده ویل دورانت مقررات شدیدی که طبق رسوم و آئین کهن مجوسی
درباره زن حائض اجرا میشده که در اتاقی محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگی دوری میجستهاند و از
معاشرت با او پرهیز داشتهاند سبب اصلی پیدا شدن حجاب در ایران باستان
بوده است . در میان یهودیان نیز چنین مقرراتی درباره زن حائض اجرا
میشده است .
اما اینکه میگوید : " و این امر خود مبنای پرده پوشی در میان مسلمانان
به شمار میرود " منظورش چیست ؟ .
آیا مقصود اینست که علت رواج حجاب در میان مسلمانان نیز مقررات
خشنی است که درباره زن حائض اجرا میشود ؟ ! همه میدانیم که در اسلام
چنین مقرراتی هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از
برخی عبادات واجب نظیر نماز و روزه معاف است ، و همخوابگی با او نیز
در مدت عادت زنانگی جایز نیست ، ولی زن حائض از نظر معاشرت با
دیگران هیچگونه ممنوعیتی ندارد که عملا مجبور به گوشهنشینی شود .
و اگر مقصود اینست که حجاب رایج میان مسلمانان عادتی است که از
ایرانیان پس از مسلمان شدنشان به سایر مسلمانان سرایت کرد ، باز هم سخن
نادرستی است . زیرا قبل از اینکه ایرانیان مسلمان شوند آیات مربوط به
حجاب نازل شده است .
از سخنان دیگر ویل دورانت هر دو مطلب فهمیده میشود یعنی هم مدعی است
که حجاب به وسیله ایرانیان پس از مسلمان شدنشان در میان مسلمانان رواج
یافت و هم مدعی است که ترک همخوابگی با زن حائض ، در حجاب زنان
مسلمان و لااقل در گوشهگیری آنان مؤثر بوده است .
در جلد 11 صفحه 112 ( ترجمه فارسی ) میگوید : .
" ارتباط عرب با ایران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام
بود . عربان از دلفریبی زن بیم داشتند و پیوسته دلباخته آن بودند و نفوذ
طبیعی وی را با تردید معمولی مردان درباره عفاف و فضیلت زن تلافی
میکردند . عمر به قوم خود میگفت : با زنان مشورت کنند و خلاف رأی ایشان
رفتار کنند . ولی به قرن اول هجری مسلمانان زن را در حجاب نکرده بودند ،
مردان و زنان با یکدیگر ملاقات میکردند و در کوچهها پهلو به پهلوی
میرفتند و در مسجد با هم نماز میکردند .
حجاب و خواجهداری در ایام ولید دوم ( 126 - 127 هجری ) معمول شد .
گوشه گیری زنان از آنجا پدید آمد که در ایام حیض و نفاس بر مردان حرام
بودند " .
در صفحه 111 میگوید : .
" پیمبر از پوشیدن جامه گشاد نهی کرده بود ، اما بعضی عربان این دستور
را ندیده میگرفتند . همه طبقات زیورهائی داشتند . زنان پیکر خود را به
نیم تنه و کمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ میآراستند ، موی خود را به
زیبائی دسته میکردند یا به دو طرف سر میریختند ، یا به دستهها بافته به
پشت سر میآویختند و گاهی اوقات با رشتههای سیاه ابریشم نمایش آنرا
بیشتر میکردند . غالبا خود را به جواهر و گل میآراستند . پس از سال 97
هجری چهره خویش را از زیر چشم به نقاب میپوشیدند . از آن پس این عادت
همچنان رواج بود " .
ویل دورانت در جلد 10 " تاریخ تمدن " صفحه 233 راجع به ایرانیان
باستان میگوید : .
" داشتن متعه بلامانع بود . این متعهها مانند معشوقههای یونانی آزاد
بودند که در میان مردم ظاهر و در ضیافت مردان حاضر شوند ، اما زنان
قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری میشدند . این رسم دیرین ایرانی به
اسلام منتقل شد " .
ویل دورانت طوری سخن میگوید که گوئی در زمان پیغمبر کوچکترین دستوری
درباره پوشیدگی در زن وجود نداشته است و پیغمبر فقط از پوشیدن جامه گشاد
نهی کرده بوده است ! و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم
هجری با بی حجابی کامل رفت و آمد میکردهاند . و حال آنکه قطعا چنین
نیست . تاریخ قطعی برخلاف آن شهادت میدهد . بدون شک زن جاهلیت همچنان
بوده که ویل دورانت توصیف میکند ولی اسلام در این جهت تحولی به وجود
آورد . عایشه همواره زنان انصار را اینچنین ستایش میکرد :
" مرحبا به زنان انصار ، همینکه آیات سوره نور نازل شد یک نفر از
آنان دیده نشد که مانند سابق بیرون بیاید . سر خود را با روسریهای مشکلی
میپوشیدند . گوئی کلاغ روی سرشان نشسته است " ( 1 ) .
در سنن ابوداود جلد 2 صفحه 382 همین مطلب را از امسلمه نقل میکند با
این تفاوت که امسلمه میگوید :
" پس از آنکه آیه سوره احزاب ( « یدنین علیهن من جلابیبهن ») نازل
شد ، زنان انصار چنین کردند " .
" کنت گوبینو " در کتاب سه سال در ایران نیز معتقد است که حجاب
شدید دوره ساسانی ، در دوره اسلام در میان ایرانیان باقی ماند . او معتقد
است که آنچه در ایران ساسانی بوده است تنها پوشیدگی زن نبوده است بلکه
مخفی نگه داشتن زن بوده است . مدعی است که خودسری موبدان و شاهزادگان
آن دوره
پاورقی :
1 - کشاف ، ذیل آیه 31 از سوره نور .
به قدری بود که اگر کسی زن خوشگلی در خانه داشت نمیگذاشت کسی از وجودش
آگاه گردد و حتی الامکان او را پنهان میکرد زیرا اگر معلوم میشد که چنین
خانم خوشگلی در خانهاش هست دیگر مالک او و احیانا مالک جان خودش هم
نبود .
" جواهر لعل نهرو " نخست وزیر فقید هند نیز معتقد است که حجاب از
ملل غیر مسلمان : روم و ایران ، به جهان اسلام وارد شد . در کتاب "
نگاهی به تاریخ جهان " جلد اول صفحه 328 ضمن ستایش از تمدن اسلامی ، به
تغییراتی که بعدها پیدا شد اشاره میکند و از آنجمله میگوید : .
" یک تغییر بزرگ و تأسفآور نیز تدریجا روی نمود و آن در وضع زنان
بود . در میان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا
از مردان و پنهان از ایشان زندگی نمیکردند بلکه در اماکن عمومی حضور
مییافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه میرفتند و حتی خودشان به وعظ
و خطابه میپرداختند . اما عربها نیز بر اثر موفقیتها تدریجا بیش از پیش
رسمی را که در دو امپراطوری مجاورشان یعنی امپراطوری روم شرقی و
امپراطوری ایران وجود داشت اقتباس کردند . عربها امپراطوری روم را
شکست دادند و به امپراطوری ایران پایان بخشیدند . اما خودشان هم گرفتار
عادات و آداب ناپسند این امپراطوریها گشتند . به قراری که نقل شده است
مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنیه و ایران بود که رسم جدائی زنان از
مردان و پردهنشینی ایشان در میان عربها رواج پیدا کرد . تدریجا سیستم "
حرم " آغاز گردید و مردها و زنها از هم جدا گشتند " .
سخن درستی نیست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه
مسلمانان غیر عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اکرم وجود داشت شدیدتر شد نه اینکه اسلام اساسا به پوشش زن هیچ عنایتی
نداشته است .
از سخنان نهرو بر میآید که رومیان نیز ( شاید تحت تأثیر قوم یهود )
حجاب داشتهاند و رسم حرمسراداری نیز از روم و ایران به دربار خلفای
اسلامی راه یافت . این نکته را دیگران نیز تأیید کردهاند .
در هند نیز حجاب سخت و شدیدی حکمفرما بوده است ولی درست روشن نیست
که قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و یا بعدها پس از نفوذ اسلام
در هند رواج یافته است و هندوان غیر مسلمان تحت تأثیر مسلمانان و
مخصوصا مسلمانان ایرانی حجاب زن را پذیرفتهاند . آنچه مسلم است اینست
که حجاب هندی نیز نظیر حجاب ایران باستان سخت و شدید بوده است . از
گفتار ویل دورانت در جلد دوم تاریخ تمدن بر میآید که حجاب هندی به
وسیله ایرانیان مسلمان در هند رواج یافته است .
نهرو پس از سخنانی که از او نقل کردیم میگوید :
" متأسفانه این رسم ناپسند کمکم یکی از خصوصیات جامعه اسلامی شد و هند
نیز وقتی مسلمانان بدینجا آمدند آنرا آموخت " .
به عقیده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است .
ولی اگر تمایل به ریاضت و ترک لذت را یکی از علل پدید آمدن حجاب
بدانیم باید قبول کنیم که هند از قدیمترین ایام حجاب را پذیرفته است .
زیرا هند از مراکز قدیم ریاضت و پلید شمردن لذات مادی بوده است .
راسل در " زناشوئی و اخلاق " صفحه 135 میگوید :
" اخلاق جنسی آنچنان که در جوامع متمدن دیده میشود از دو منبع سرچشمه
میگیرد : یکی تمایل به اطمینان پدری ، و دیگری اعتقاد مرتاضانه به خبیث
بودن عشق . اخلاق جنسی در اعصار ماقبل مسیحیت و در ممالک خاور دور تا به
امروز فقط از منبع اول منشعب میشود ، و استثنای آن هند و ایران است که
ظاهرا ریاضت طلبی در آنجا پدید آمده و در سراسر جهان پراکنده شده است
" .
به هر حال آنچه مسلم است اینست که قبل از اسلام حجاب در جهان وجود
داشته است و اسلام مبتکر آن نیست ، اما اینکه حدود حجاب اسلامی با حجابی
که در ملل باستانی بود یکی است یا نه ؟ و دیگر اینکه علت و فلسفهای که
از نظر اسلام حجاب را لازم میسازد همان علت و فلسفه است که در جاهای
دیگر جهان منشأ پدید آمدن حجاب شده است یا نه ؟ مطالبی است که در
قسمتهای بعدی به تفصیل درباره آنها سخن خواهیم گفت .
بخش دوم علل پیدا شدن حجاب :
1 - ریشه فلسفی .
2 - ریشه اجتماعی .
3 - ریشه اقتصادی .
4 - ریشه اخلاقی .
5 - ریشه روانی .
6 - تدبیر غریزی شگفت انگیز زن .
علت پیدا شدن حجاب
علت و فلسفه پیدا شدن حجاب چیست ؟ چطور شد که در میان همه یا بعضی
ملل باستانی پدید آمد ؟ اسلام که دینی است که در همه دستورهای خویش
فلسفه و منظوری دارد چرا و روی چه مصلحتی حجاب را تأیید و یا تأسیس کرد
؟ .
مخالفان حجاب سعی کردهاند جریانات ظالمانهای را به عنوان علت پیدا
شدن حجاب ذکر کنند ، و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیر اسلامی فرق
نمیگذارند ، چنین وانمود میکنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات
ظالمانه سرچشمه میگیرد .
در باب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است و غالبا
این علتها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است . ما
مجموع آنها را ذکر میکنیم . نظریاتی که به دست آوردهایم بعضی فلسفی و
بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلا ذکر
میشود : .
1 - میل به ریاضت و رهبانیت ( ریشه فلسفی ) .
2 - عدم امنیت و عدالت اجتماعی ( ریشه اجتماعی ) .
3 - پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع
اقتصادی مرد ( ریشه اقتصادی ) .
4 - حسادت و خودخواهی مرد ( ریشه اخلاقی ) .
5 - عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم
دارد ، به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او
در ایام عادت وضع شده است ( ریشه روانی ) .
علل نامبرده یا به هیچ وجه تأثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از
جهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کردهاند و یا
فرضا در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تأثیر داشته است در حجاب
اسلامی تأثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفهای که در اسلام سبب تشریع
حجاب شده نبوده است .
همانطور که ملاحظه میشود مخالفان حجاب گاهی آن را زائیده یک طرز تفکر
فلسفی خاص درباره جهان و لذات جهان معرفی میکنند و گاهی ریشه سیاسی و
اجتماعی برای آن ذکر میکنند و گاهی آنرا معلول علل اقتصادی میدانند و
گاهی جنبههای خاص اخلاقی یا روانی را در پدید آمدن آن دخالت میدهند .
ما هر یک از این علل را ذکر و سپس انتقاد میکنیم و ثابت میکنیم که
اسلام در فلسفه اجتماعی خود به هیچیک از این جهات نظر نداشته است و
هیچیک از آنها با مبانی مسلم و شناخته شده اسلام وفق نمیدهد و در خاتمه به یک علت اساسی اشاره میکنیم که از
نظر ما موجهترین آنها به شمار میرود .
ریاضت و رهبانیت
ارتباط مسأله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است که
چون زن بزرگترین موضوع خوشی و کامرانی بشر است ، اگر زن و مرد معاشر و
محشور با یکدیگر باشند ، خواه ناخواه دنبال لذتجوئی و کامیابی میروند .
پیروان فلسفه رهبانیت و ترک لذت برای اینکه محیط را کاملا با زهد و
ریاضت سازگار کنند بین زن و مرد حریم قائل شده پوشش را وضع کردهاند ،
کما اینکه با چیزهای دیگری هم که نظیر زن محرک لذت و بهجت بوده است
مبارزه کردهاند . پدید آمدن پوشش طبق این نظریه ، دنباله و نتیجه پلید
دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است .
ایده ریاضت و ترک دنیا همانطوری که در موضوع مال ، فلسفه فقر طلبی و
پشت پا زدن به همه وسائل مادی را به وجود آورده است ، در مورد زن فلسفه
تجرد طلبی و مخالفت با جمال را ایجاد کرده است . بلند نگهداشتن مو که
در میان سیکها ، هندوها و بعضیها در اویش معمول است نیز از مظاهر
مخالفت با جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرف لذت و میل به
ریاضت است . میگویند کوتاه کردن و ستردن مو ، سبب فزونی رغبت جنسی میگردد و بلند کردن آن موجب تقلیل و کاهش آن است .
در اینجا بد نیست قسمتی از گفته برتراند راسل را در این موضوع بیاوریم
. وی در کتاب " زناشوئی و اخلاق " صفحه 30 میگوید : .
" بخصوص در قرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پول ( بولس مقدس ) از
طرف کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده
بیشماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند ، شیطانی که هر
آن ذهن آنان را از تخیلات شهوانی مملو میساخت . کلیسا ضمنا با استحمام
به مبارزه پرداخت زیرا خطوط بدن ، انسان را به طرف گناه میراند . کلیسا
چرک بدن را تحسین کرده رایحه بدن صورت بوی تقدس را به خود گرفت زیرا
باز به نظر سن پول نظافت بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد .
شپش مروارید خدا شناخته شد . . . " .
اینجا این پرسش پیش میآید که اساسا علت تمایل بشر به ریاضت و
رهبانیت چیست ؟ بشر طبعا باید کامجو و لذت طلب باشد . پرهیز از لذت
و محروم کردن خود باید دلیلی داشته باشد .
چنانکه میدانیم رهبانیت و دشمنی با لذت جریانی بوده که در بسیاری از
نقاط جهان وجود داشته است . از جمله مراکز آن در مشرق زمین ، هندوستان ،
و در مغرب زمین یونان بوده است . نخله " کلبی " که یکی از نخلههای
فلسفی است و در یونان رواج داشته است ، طرفدار " فقر " و مخالف لذت
مادی بوده است ( 1 ) .
پاورقی :
1 - سرسلسله کلبیون یکی از شاگردان سقراط است به نام " انتیس طینس
" . او مانند استاد خود غایت وجود را در کسب فضیلت دانست ولی فضیلت
را در ترک همه تمتعات جسمانی و روحانی میدانست . گفتهاند : " از این
جهت او و پیروانش را > کلبیون میگفتند که گفتگوهای " انتیس طینس " در محلی از شهر آتن
واقع میشد که به مناسباتی آنجا را " سگ سفید " میخواندند . و نیز به
سبب اینکه پیروان او در شیوه انصراف از دنیا و اعراض از علائق دنیوی
چنانکه مبالغه کردند که از آداب و رسوم معاشرت و لوازم زندگانی متمدن
نیز دست برداشته حالت دام و دد اختیار نمودند ، با لباس کهنه و پاره و
سر و پای برهنه و موی ژولیده ( مانند هیپیهای عصر ما ) میان مردم میرفتند
و در گفتگو هر چه بر زبان میگذشت بی ملاحظه میگفتند ، بلکه در زخم زبان
اصرار داشتند و به فقر و تحمل رنج و درد ، سرفرازی میکردند و همه قیود و
حدودی که مردم در زندگانی اجتماعی بدان مقید شدهاند ترک کرده حالت
طبیعی را پیشه خود ساخته بودند " . ( سیر حکمت در اروپا ، جلد اول صفحه
70 ) .
یکی از علل پدید آمدن اینگونه افکار و عقاید ، تمایل بشر برای وصول به
حقیقت است . این تمایل در بعضی افراد فوق العاده شدید است ، و اگر با
این عقیده ضمیمه گردد که کشف حقیقت از برای روح آنگاه حاصل میشود که
بدن و تمایلات بدنی و جسمانی مقهور گردد ، قهرا منجر به ریاضت و
رهبانیت میگردد . به عبارت دیگر ، این اندیشه که وصول به حق جزا از راه
فنا و نیستی و مخالفت با هوای نفس میسر نیست ، علت اصلی پدید آمدن
ریاضت و رهبانیت است .
علت دیگر پدیده ریاضت آمیخته بودن لذات مادی به پارهای از رنجهای
معنوی است . بشر دیده است که همواره در کنار لذتهای مادی یک عده
رنجهای روحی وجود دارد . مثلا دیده است که هر چند داشتن ثروت موجب یک
سلسله خوشیها و کامرانیها است اما هزاران ناراحتیها و اضطرابها و تحمل
ذلتها در تحصیل و در نگهداری آن وجود دارد . بشر دیده است که آزادی و
استغناء و علو طبع خود را به واسطه این لذات مادی از دست میدهد . از
اینرو از همه آن لذات چشم پوشیده تجرد و استغناء را پیشه خود ساخته است .
شاید در ریاضت هندی ، عامل اول ، و در فقر طلبی کلبی یونانی عامل دوم
بیشتر مؤثر بوده است .
علل دیگری نیز برای پدید آمدن ریاضت و گریز از لذت ذکر کردهاند . از
آنجمله اینکه محرومیت و شکست در موفقیتهای مادی مخصوصا شکست در عشق ،
سبب توجه به ریاضت میگردد . روح بشر پس از این نوع شکستها انتقام خود
را از لذتهای مادی بدین صورت میگیرد که آنها را پلید میشناسد و فلسفهای
برای پلیدی آنها میسازد .
افراط در خوشگذرانی و کامجوئی عامل دیگر توجه به ریاضت است . ظرفیت
جسمانی انسان برای لذت محدود است . افراط در کامجوئی و لذات جسمانی و
تحمیل بیش از اندازه ظرفیت بر بدن موجب عکس العمل شدید روحی مخصوصا
در سنین پیری میگردد . خستگی ، سرخوردگی به وجود میآورد .
تأثیر این دو علت را نباید انکار کرد ولی مسلما اینها علت منحصر
نمیباشند . تأثیر این دو علت بدین نحو است که پس از شکستها و عدم
موفقیتها ، و یا خستگیها و فرسودگیها ، اندیشه وصول به حقیقت در روح
بیدار میگردد . توجه به مادیات و غرق شدن در اندیشههای مادی خود مانعی
است برای اینکه انسان درباره ازلیت و ابدیت و حقیقت جاودانی بیاندیشد
و در این جهت فکر و تلاش کند که از کجا آمدهام و در کجا هستم و به کجا
میروم ؟ اما همینکه به واسطه شکست و یا خستگی ، حالت گریز و بی رغبتی نسبت به مادیات در روح پدید آمد ، اندیشه در مطلقات بلامزاحم مانده جان
میگیرد . این دو عامل همیشه به کمک عامل اول سبب توجه به ریاضت میشود
. و البته بعضی از افرادی که به سوی ریاضت کشیده میشوند تحت تأثیر این
دو عامل میباشند نه همه آنها .
بررسی
اکنون ببینیم از نظر اسلام و طرز تفکری که اسلام به جهان عرضه داشته است
آیا چنین تعلیل و توجیهی برای پوشش صحیح است ؟ .
اسلام خوشبختانه یک طرز تفکر و جهانبینی روشن دارد ، نظرش درباره
انسان و جهان و لذت روشن است و به خوبی میتوان فهمید که آیا چنین
اندیشهای در جهانبینی اسلام وجود دارد یا نه ؟ .
ما منکر نیستیم که رهبانیت و ترک لذت در نقاطی از جهان وجود داشته
است و شاید بتوان پوشش زن را در جاهائی که چنین فکری حکومت میکرده
است از ثمرات آن دانست ، ولی اسلام که پوشش را تعیین کرد نه در هیچ جا
به چنین علتی استناد جسته است و نه چنین فلسفهای با روح اسلام و با سایر
دستورهای آن قابل تطبیق است .
اصولا اسلام با فکر ریاضت و رهبانیت سخت مبارزه کرده است و این مطلب
را مستشرقین اروپائی هم قبول دارند . اسلام به نظافت تشویق کرده ، به جای
اینکه شپش را مروارید خدا بشناسد گفته است : " « النظافة من اعیمان » " . پیغمبر اکرم شخصی
را دید در حالی که موهایش ژولیده و جامههایش چرکین بود و بد حال مینمود
. فرمود : " « من الدین المتعة » " ( 1 ) یعنی تمتع و بهره بردن از
نعمتهای خدا جزو دین است . و هم آنحضرت فرمود : " « بئس العبد
القاذوره » " ( 2 ) یعنی بدترین بنده شخص چرکین و کثیف است .
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : " « ان الله جمیل یحب الجمال » " ( 3
) خداوند زیبا است و زیبائی را دوست میدارد . امام صادق فرمود : "
خداو ند زیبا است و دوست میدارد که بندهای خود را بیاراید و زیبا نماید
و بر عکس ، فقر را و تظاهر به فقر را دشمن میدارد . اگر خداوند نعمتی به
شما عنایت کرد باید اثر آن نعمت در زندگی شما نمایان گردد . به آنحضرت
گفتند چگونه اثر نعمت خدا نمایان گردد ؟ فرمود به اینکه جامه شخص نظیف
باشد ، بوی خوش استعمال کند ، خانه خود را با گچ سفید کند ، بیرون خانه
را جاروب کند ، حتی پیش از غروب چراغها را روشن کند که بر وسعت رزق
میافزاید " ( 4 ) .
در قدیمیترین کتابهائی که در دست داریم مانند " کافی " که یادگار
هزار سال پیش است ، بحثی تحت عنوان " باب الزی و التجمل " وجود
دارد . اسلام به کوتاه کردن و شانه کردن مو و به کار بردن بوی خوش و روغن
زدن به سر سفارشهای اکید کرده است .
پاورقی :
1 - وسائل جلد اول صفحه . 277
2 و 3 - وسائل جلد اول صفحه . 277
4 - وسائل جلد اول صفحه . 278
عدهای از اصحاب رسول اکرم به خاطر اینکه بهتر و بیشتر عبادت کنند و
از لذات روحانی بهرهمند شوند ترک زن و فرزند کردند ، روزها روزه
میگرفتند و شبها عبادت میکردند . همینکه رسول خدا آگاه شد آنها را منع
کرد و گفت من که پیشوای شما هستم چنین نیستم ، بعضی روزها روزه میگیرم ،
بعضی روزها افطار میکنم ، بعضی روزها افطار میکنم ، قسمتی از شب را
عبادت میکنم و قسمتی دیگر نزد زنهای خود هستم . همین عده از رسول خدا
اجازه خواستند که برای اینکه ریشه تحریکات جنسی را از وجود خود بکنند ،
خود را اخته کنند . رسول اکرم اجازه نداد ، فرمود در اسلام این کارها حرام
است .
روزی سه زن به حضور رسول اکرم آمده از شوهران خود شکایت کردند . یکی
گفت شوهر من گوشت نمیخورد . دیگری گفت شوهر من از بوی خوش اجتناب
میکند . سومی گفت شوهر من از زنان دوری میکند . رسول خدا بیدرنگ در
حالی که به علامت خشم ردایش را به زمین میکشید ، از خانه به مسجد رفت و
بر منبر آمد و فریاد کرد : چه میشود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و
بوی خوش و زن کردهاند ؟ ! همانا من خودم هم گوشت میخورم و هم بوی خوش
استعمال میکنم و هم از زنان بهره میگیرم . از روش من اعراض کند از من
نیست ( 1 ) .
پاورقی :
1 - " کافی " تألیف محمد بن یعقوب کلینی جلد 5 صفحه 496 ، و وسائل
جلد 3 ص . 14 برای روایات نهی از تبتل و اختصا ( رهبانیت و خود را
اخته کردن ) رجوع شود به " صحیح بخاری " جلد 7 صفحات 4 و 5 و 40 و "
صحیح مسلم " جلد 4 صفحه 129 و " جامع ترمذی " چاپ هند صفحه 173.
دستور کوتاه کردن لباس - برخلاف معمول اعراب که لباسهایشان به قدری
بلند بود که زمین را جاروب میکرد - به خاطر نظافت است که در اولین
آیات نازله بر رسول اکرم بیان شده است : « و ثیابک فطهر »( 1 ) .
همچنین استحباب پوشیدن جامه سفید یکی به خاطر زیبائی است و دیگر به
خاطر پاکیزگی است ، زیرا لباس سفید چرک را بهتر نمایان میسازد و به
همین موضوع در روایات اشاره شده است : « البسوا البیاض فانه اطیب و
اطهر » . ( 2 ) رسول اکرم هنگامی که میخواست نزد اصحابش برود به آئینه
نگاه میکرد ، موهای خود را شانه و مرتب میساخت و میگفت خداوند دوست
میدارد بندهاش را که وقتی که به حضور دوستان خود میرود خود را آماده و
زیبا سازد ( 3 ) . ، یعنی لباس سفید بپوشد که زیباتر و پاکیزهتر است .
قرآن کریم آفرینش وسائل تجمل را از لطفهای خدا نسبت به بندگانش
قلمداد کرده است و تحریم زینتهای دنیا بر خود ، سخت مورد انتقاد قرآن
قرار گرفته است : " « قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات
من الرزق »" ( 4 ) . در احادیث اسلامی آمده است که ائمه اطهار با
متصوفه کرارا مباحثه کرده و مرام آنان
پاورقی :
1 - جامههای خویش را پاکیزه گردان . سوره المدثر ، آیه . 4
2 - وسائل ، جلد اول صفحه . 280
3 - وسائل ، جلد اول صفحه . 278
4 - بگو چه کسی زینتهائی که خدا برای بندگان خود آفریده و روزیهای
پاکیزه را حرام کرده است ؟ سوره الاعراف ، آیه . 32
را با استناد به همین آیه باطل نشان دادهاند .
اسلام التذاذ و کامجوئی زن و شوهر از یکدیگر را نه تنها تقبیح نکرده
است ، ثوابهائی هم برای آن قائل شده است . شاید برای یک نفر فرنگی
شگفت انگیز باشد اگر بشنود اسلام مزاح و ملاعبه زن و شوهر ، آرایش کردن
زن برای شوهر ، پاکیزه کردن شوهر خود را برای زن مستحب میداند . در قدیم
که به پیروی از کلیسا همه گونه التذاذات شهوانی را تقبیح میکردند ، این
حرفها را تخطئه کرده حتی مسخره میدانستند .
اسلام التذاذات جنسی در غیر محدوده ازدواج قانونی را به شدت منع
فرموده است و آن خود فلسفه خاصی دارد که بعد توضیح خواهیم داد ، ولی
لذت جنسی در حدود قانون را تحسین کرده است تا جائی که فرموده دوست
داشتن زن از صفات پیغمبران است : « من اخلاق الانبیاء حب النساء » (2) .
در اسلام زنی که در آرایش و زینت خود برای شوهر کوتاهی کند ، نکوهش
شده است کما اینکه مردانی که در ارضاء زن خود کوتاهی میکنند نیز نکوهش
شدهاند .
حسن بن جهم میگوید : بر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام وارد شدم ، دیدم
خضاب فرموده است . گفتم رنگ مشکی به کار بردهاید ؟ فرمود : بلی ،
خضاب و آرایش در مرد موجب افزایش پاکدامنی در همسر او است . برخی از
زنان به این
پاورقی :
1 - رجوع شود به وسائل جلد 1 صفحه . 279
2 - وسائل الشیعه جلد 3 صفحه . 3
جهت که شوهرانشان خود را نمیآرایند ، عفاف را از دست میدهند ( 1 ) .
حدیث دیگری از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که :
« تنظفوا و لا تشبهوا بالیهود » .
یعنی نظیف باشید و خودتان را شبیه به یهود نکنید . بعد فرمود زنان
یهودی که زناکار شدند بدان جهت بود که شوهرانشان کثیف بودند و مورد
رغبت واقع نمیشدند . خودتان را پاکیزه کنید تا زنانتان به شما راغب
گردند
عثمان بن مظعون یکی از اکابر صحابه رسول اکرم است ، خواست به تقلید
از راهبان ، به اصطلاح تارک دنیا شود ، ترک زن و زندگی کرد و لذتها را
بر خویش تحریم ساخت .
همسرش نزد رسول خدا آمده عرض کرد یا رسول الله ! عثمان روزها را روزه
میگیرد و شبها به نماز بر میخیزد . پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله
خشمگین شده برخاست به نزد وی آمد . عثمان مشغول نماز بود . صبر کرد تا
نمازش تمام شد ، فرمود : ای عثمان خدا مرا به رهبانیت دستور نفرموده
است . دین من روشی منطبق بر واقعیت و در عین حال ساده و آسان است . "
« لم یرسلنی الله تعالی بالرهبانیة و لکن بعثنی بالحنیفیة السهلة السمحة»
" ( 3 ) یعنی خداوند مرا برای رهبانیت و ریاضت نفرستاده است ، مرا
برای شریعتی فطری و آسان و با گذشت فرستاده است . من نماز میخوانم و
روزه
پاورقی :
1 - کافی جلد 5 صفحه . 567
2 - نهج الفصاحه .
3 - کافی جلد 5 صفحه . 494
میگیرم و با همسرانم نیز مباشرت دارم . هر کس که دین مطابق با فطرت
مرا دوست میدارد باید از من پیروی کند . ازدواج یکی از سنتهای من است .
عدم امنیت
ریشه دیگری که برای به وجود آمدن پوشش ذکر کردهاند ناامنی است . در
زمانهای قدیم بیعدالتی و ناامنی بسیار بوده است . دست تجاوز زورمندان و
قلدران به مال و ناموس مردم بیباکانه دراز بوده است . مردم اگر پول و
ثروتی داشتند ناچار بودند به صورت دفینه در زیر خاک پنهان کنند . علت
مخفی ماندن گنجها اینست که صاحبان طلا و ثروت جرأت نمیکردند که حتی
بچههای خود را از پنهانگاه ثروت خود آگاه سازند . میترسیدند که راز آنها
به وسیله بچهها فاش شود و مورد تجاوز و گزند قلدران واقع شوند . بدین
ترتیب گاهی اتفاق میافتاد که پدر با مرگ ناگهانی از دنیا میرفت و
فرصت نمیکرد اسرار خود را به فرزندش بسپارد . قهرا دارائی او در زیر
خاکها مدفون میماند . جمله معروف استر ذهبک و ذهابک و مذهبک : پول و
مسافرت و عقیده خود را آشکار نکن ، یادگار آن زمانها است .
همانطور که در مورد ثروت امنیت نبود ، راجع به زن هم امنیت وجود
نداشت . هر کس زن زیبائی داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفی نگهدارد . زیرا اگر آنها اطلاع پیدا میکردند . او دیگر
مالک زن خود نبود .
ایران دوره ساسانی ناظر جنایتها و فجایع عجیبی در این زمینه بوده است
. شاهزادگان و موبدان و حتی کدخداها و اربابها هرگاه از وجود زن زیبائی
در یک خانه مطلع میشدند به آن خانه میریختند و زن را از خانه شوهرش
بیرون میکشیدند . در آن موقع سخن از پوشش و حجاب نبود . سخن از به
اصطلاح قایم کردن و مخفی داشتن زن بود که احدی نفهمد . ویل دورانت در
کتاب " تاریخ تمدن " قضایای شرمآوری در این باره از ایران قدیم نقل
میکند . کنت گوبینو در کتاب " سه سال در ایران " میگوید : حجابی که
هم اکنون در ایران است بیش از آن اندازه که مستند به اسلام باشد مستند
به ایران قبل از اسلام است . و مینویسد که در ایران قدیم مردم هیچ امنیتی
در مورد زنها نداشتند .
درباره انوشیروان - که به غلط او را عادل خواندهاند - نقل شده که وقتی
یکی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت . انوشیروان به قصد تجاوز به زن
او در غیاب او به خانهاش رفت . زن جریان را برای شوهر خود نقل کرد .
بیچاره شوهر ، دید زنش را که از دست داده سهل است جانش نیز در خطر
است . فورا زن خویش را طلاق گفت . وقتی انوشیروان مطلع شد که وی زنش
را طلاق داده است به او گفت شنیدم یک بوستان بسیار زیبائی داشتهای و
اخیرا آن را رها کردهای ، چرا ؟ گفت جای پای شیر در آن بوستان دیدم
ترسیدم مرا بدرد . انوشیروان خندید و گفت دیگر آن شیر به آن بوستان
نخواهد آمد .
این نا امنیها اختصاص به ایران و به زمانهای قدیم نداشته است .
داستان اذان نیمه شب که در " داستان راستان " آوردهایم نشان میدهد که
چگونه مشابه این جریانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه
خلافت بغداد ، در بغداد هم رواج داشته است . در همین زمانها نزدیک
خودمان یکی از شاهزادگان در اصفهان از اینگونه تجاوزها زیاد داشته است و
مردم اصفهان قصههای زیادی از زمان حکومت او نقل میکنند .
بررسی
ما وجود نا امنیها و بیعدالتیهای زمان گذشته و تأثیر آنها را در مخفی
کردن زن منکر نیستیم .
مسلما حجابهای افراطی و عقائد افراطی درباره پوشیدن زن معلول همین نوع
جریانهای تاریخی است . ولی باید ببینیم آیا فلسفه پوشش زن در اسلام همین " قر " میزنند و او را از شوهر و فرزند آواره میکنند . اینگونه حوادث
و یا حوادثی از قبیل ربودن زنان و دختران به وسیله تا کسی یا وسیله دیگر
زیاد اتفاق میافتد و در روزنامهها میخوانیم . در روزنامه اطلاعات مورخ 6
أ 47 / 9 تحت عنوان " زنان امریکا در معرض خطر حملات جنسی " مینویسد
: .
" واشنگتن آسوشیتدپرس - سه پزشک محقق امریکائی در گزارشی که برای
دولت امریکا تهیه کردهاند اعلام نمودهاند که در میان ایالات امریکا
لوسآنجلس از لحاظ میزان " زنای به عنف " مقام اول را دارد و واشنگتن
مقام سیزدهم را حائز است . البته این بدان معنی نیست که زنان و دختران
در واشنگتن از حملات جنسی در امانند ، اما امنیت آنها از بسیاری از
شهرهای بزرگ امریکا بیشتر است . در هر صد هزار جمعیت لوسآنجلس 52
مورد زنای به عنف وجود دارد . در حالی که در واشنگتن این رقم 17 / 7
میباشد . در نیویورک در مدت شش ماه 3000 شکایت از هتک ناموس به زور
به اداره پلیس رسیده است . سن این عده شاکیان بین شش سال تا هشتاد و
هشت سال بوده و قسمت اعظم شاکیان چهارده ساله بودهاند " .
پس این ادعا که در عصر ما امنیت ناموسی کامل برقرار است و صاحبان
نوامیس باید از این نظر خاطرشان جمع باشد یاوهای بیش نیست .
ثانیا فرض کنیم امنیت ناموسی کامل در جهان برقرار شده و تجاوز به
عنف دیگر وجود ندارد و هر تجاوزی که به نوامیس مردم میشود از روی رضای
طرفین است ، ریشه نظر اسلام درباره پوشش چیست ؟ آیا نظر اسلام به عدم
امنیت بوده تا گفته شود اکنون که امنیت کامل برقرار شده دلیلی برای
پوشش نیست ؟
مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است . لااقل علت
منحصر و اساسی ، عدم امنیت نبوده است ، زیرا این امر نه در آثار اسلامی
به عنوان علت پوشش معرفی شده است و نه چنین چیزی با تاریخ تطبیق میکند
. در میان اعراب جاهلیت پوشش نبود و در عین حال امنیت فردی به واسطه
زندگی خاص قبیلهای و بدوی وجود داشت . یعنی در همان وقت که در ایران
ناامنی فردی و تجاوز به ناموسی به حد اعلی وجود داشت و پوشش هم بود ،
در عربستان ، اینگونه تجاوز بین افراد قبائل وجود نداشت .
امنیتی که در زندگی قبیلهای وجود نداشت امنیت اجتماعی یعنی امنیت
گروهی بود و اینگونه عدم امنیتها را پوشش نمیتواند چاره نماید . به این
معنی که قبیلهای به قبیله دیگر شبیخون میزد . در این شبیخونها که به
وسیله قبیله بیگانه انجام میشد همه چیز دستخوش غارت میگردید ، هم مرد
اسیر میشد و هم زن ، پوشش زن برای او امنیت نمیآورد .
زندگی اعراب جاهلیت با همه تفاوت عظیم و فاحشی که با زندگی صنعتی و
ماشینی عصر ما داشته ، از این جهت مانند عصر ما بوده یعنی فحشا و زنا
حتی در مورد زنان شوهردار فراوان بوده است . ولی به خاطر یک نوع
دموکراسی و نبودن حکومت استبدادی ، کسی زن کسی را به زور از خانهاش
بیرون نمیکشید . با این تفاوت که نوعی عدم امنیت فردی در زندگی ماشینی
امروز هست که در آن عصر نبود .
پوشش ، برای جلوگیری از تجاوز کسانی است که در یک جا زندگی میکنند . بر حسب خوی و عادت قبیلهای بین افراد یک قبیله
اینجور تجاوزها وجود نداشته است . لهذا نمیتوانیم بگوئیم که اسلام صرفا
به خاطر برقرار ساختن امنیت دستور پوشش را وضع کرد .
فلسفه اساسی پوشش چیز دیگر است که توضیح خواهیم داد . در عین حال
نمیخواهیم بگوئیم که مسأله امنیت زن از گزند تجاوز مرد به هیچ وجه مورد
توجه نبوده است . بعدا در آنجا که به تفسیر آیه " جلباب " میپردازیم
، خواهیم دید که قرآن کریم بدین اصل توجه داشته است . مدعی این موضوع
نیز نیستیم که در عصر ما این فلسفه بی مورد است و امنیت کامل برای زن
از ناحیه تجاوزات مردانه برقرار است . تجاوزات به عنف که در کشورهای
به اصطلاح پیشرفته همه روزه رخ میدهد ، در روزنامه های ما هم منعکس است.
را خلق کردند .
گویندگان این سخن ، سعی کردهاند مسائل دیگری از قبیل نفقه و مهر را نیز
براساس مالکیت مرد نسبت به زن توجیه کنند .
در کتاب " انتقاد بر قوانین اساسی و مدنی ایران " صفحه 27 مینویسد :
.
" هنگامی که قانون مدنی ایران تدوین شد هنوز از برده فروشی در بعضی از
نقاط دنیا اثری به جا بود و در ایران نیز با اینکه این کار علی الظاهر از
میان رفته بود ولی باز در مغز قانونگزاران آثاری از بردهفروشی و آزار به زیر دستان وجود داشت . زن را در آن دوره چون " مستأجره "
میپنداشتند . زن حق نداشت با مردان نشست و برخاست کند و در اجتماعات
راه یابد و به مقامات دولتی برسد . اگر صدای زن را نامحرم میشنید آن زن
بر شوی خود حرام میشد . خلاصه مردان آن دوره زن را چون ابزاری میدانستند
که کار او منحصرا رسیدگی به امور خانه و پروردن فرزند بود و هنگامی که
این ابزار میخواست از خانه بیرون برود او را سر تا پا در چادری سیاه
میپیچانیدند و روانه بازار یا خیابان میکردند " .
علائم و نشانههای افترا و غرض و مرض از اتمام این نوشته پیداست . کی
و کجا چنین قاعدهای وجود داشت که اگر صدای زن را نامحرم میشنید بر شوی
خود حرام میشد ؟ آیا در جامعهای که دائما سخنرانان مذهبیش از بالای منابر
خطابه زهرای مرضیه را در مسجد مدینه و خطابههای زینب کبرا را در کوفه و
شام به گوش مردم میرسانند ، ممکن است چنین فکری در میان مردم آن جامعه
پیدا شود ؟ ! کی و کجا زن در ایران اسلامی برده مرد بوده است ؟ همه
میدانند که در خانوادههای مسلمان بیش از آنکه زن در خدمت مرد باشد ،
مرد به حکم وظیفه اسلامی در خدمت زن بوده وسیله آسایش او را فراهم
میکرده است . زن در خانوادههائی مورد اهانت و تحقیر و ظلم قرار گرفته
که روح اسلامی در آن خانوادهها نبوده یا ضعیف بوده است .
عجبا میگوید : " زن حق نداشت که با مردان نشست و برخاست کند . "
من میگویم : بر عکس ، در محیطهای پاک اسلامی این مرد بود که حق نداشت
در نشست و برخاستها از زن بیگانه بهرهبرداری کند . این مرد است که
همواره حرص میورزد
نظرات ()خاطره ای از یک بسیجی
او خاطره اش را این چنین تعریف می کرد
از شهرستان لنگرود عازم جبهه شدم.در عملیات والفجر10 در حالیکه پای چپم قطع شده بود به اسارت نیروهای بعثی درامدم.تا 5 روز بعد از عملیات در منطقه عملیاتی افتاده بودم اب و غذایم در این مدت تنها ، سبزه های بیابان بود.
چند نفر از دوستانم ، به درجه شهادت نائل امدند.روزی یکی از نگهبان های عراقی به یک اسیر ایرانی که بسیجی 15 ساله بود گفت:پدر و مادرت را چقدر دوست داری؟
برادر بسیجی جواب داد :پدر و مادرم مثل چشمان من هستند و مانند چشمم برای من عزیزند.
نگهبان عراقی دوباره پرسید:رهبرت را چقدر دوست داری؟ ان برادر گفت:رهبرم مانند قلب من است.انسان بدون چشم می تواند زندگی کند و ادامه حیات دهد هر چند که دشوار است اما بدون قلب نمی تواند زنده بماند.
یکبار افسر عراقی به بسیجی 14-15 ساله ای در هنگام اسارت گفته بود:این پارچه که بر پیشانی خود بسته ای چیست؟ او می گوید:این یک پارچه معمولی نیست بر روی ان نام «حبیب ابن مظاهر » نوشته شده است.افسر عراقی خنده بلندی کرده و گفته بود:یعنی چه؟حبیب ابن مظاهر کجا و تو کجا؟حبیب92 ساله بود و 1400 سال پیش می زیست ،تو 14-15 ساله هستی .برادر بسیجی قاطع برخورد کرده و گفته بود:حبیب ابن مظاهر برای بر افراشتن پرچم اسلام جنگیده و من هم به این هدف به میان امده ام و این مهم است.
اردوگاه ما در شهر تکریت از جمله اردوگاه های مخفی عراق بود و اکثر اسرا بسیجی بودند.داشتن قلم،کاغذ و مطالعه کلا ممنوع بود.بچه ها مخفیانه تا نیمه های شب بیدار می ماندند و دور از چشم نگهبان ها مطالعه می کردند و فعالیت های مذهبی را انجام می دادند.بعد از رحلت حضرت امام(ره)بچه ها تا صبح پشت دیوار ها قران می خواندند و قران حتی یک لحظه روی زمین نمی ماند.
نظرات ()با صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی (ره) در پنجم آذر ماه سال 1358 مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین، پایگاه های مقاومت در مساجد، حسینیه ها، ادارات، کارخانه ها، مدارس و... به صورت خود جوش و مردمی شکل گرفت و با واگذاری مسئوولیت بسیج به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اسلامی، پایگاه های مقاومت بسیج در مدارس همچون دیگر اقشار بسیج برای جذب، آموزش و اعزام دانش آموزان واجد شرایط به جبهه های جنگ حق علیه باطل فعال شدند که در این میان نقش معلمان و فرهنگیان شجاع بسیجی ستودنی است. در دوران هشت ساله دفاع مقدس بیش از 550 هزار نفر از دانش آموزان به دفعات مکرر به جبهه ها اعزام شدند که در این میان بیش از 36000 نفرشهید و مفقود الاثر و 2853 جانباز و 2433 آزاده تقدیم دفاع از انقلاب اسلامی و ارزش های اسلامی نموده اند.
با انسجام واحد بسیج مستضعفین و شکل گیری ساختار و تشکیلات آن، دفتر بسیج دانش آموزی به عنوان رده ای مستقل در واحد بسیج مستضعفین ایجاد شد وبا شکل گیری معاونت اقشار در بسیج بعنوان بسیج دانش آموزی به ادامه فعالیت خود پرداخت .
در سال 1363 با تصویب تبصره 2 از ماده یک قانون نظام وظیفه کشوری که به موجب آن وزرات آموزش و پرورش موظف گردید با هماهنگی و همکاری واحد بسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آموزش آمادگی دفاعی را برای دانش آموزان اجرا نماید، پایگاه های مقاومت بسیج دانش آموزی در مدارس از استحکام بیشتر برخوردار گشت.
با توسعه واحد بسیج مستضعفین از سطح یک معاونت در ستاد مرکزی سپاه به یک نیروی مستقل با عنوان نیروی مقاومت بسیج سپاه، بسیج دانش آموزی نیز به عنوان یک مدیریت مستقل در مجموعه ستاد نیرو تشکیل و به کار خود ادامه داد.
در سال 1371 با تلاش مدیریت مستقل بسیج دانش آموزی، ستاد ایثارگران وزارت آموزش و پرورش و معاونت پرورشی آن وزرات توافق نامه ای تنظیم و به امضای فرمانده نیروی مقاومت بسیج و وزیر آموزش و پرورش رسید. با امضای این توافق نامه و ابلاغ به رده های ذیربط دو دستگاه و تشکیل کمیته های هماهنگی در سطوح مرکز، استان و شهرستان، تحرکی وسیع در تقویت و گسترش بسیج دانش آموزی به وجود آمد به گونه ای که در پایان سال تحصیلی 74-73 بیش از 12 هزار دفتر بسیج دانش آموزی در مدارس راهنمایی و متوسطه کشور تشکیل شده و نزدیک به 5/1 میلیون نفر دانش آموز به عضویت بسیج دانش آموزی در آمدند.
در سال 1373 با ابلاغ سردار فرمانده محترم کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و به منظور به کارگیری توان مجموعه معاونت های نیروی مقاومت بسیج در امر تقویت و گسترش بسیج دانش آموزی، دفتر مشاورت، بسیج دانش آموزی تشکیل شد، تا با یاری فرماندهی نیرو، به تقویت اصولی بسیج دانش آموزی همت گمارده شود. تعیین ساختار و سازمان و شرح وظایف بسیج دانش آموزی در مدارس، ضابطه مند کردن ارتباطات گروهی و تشکیلاتی، ایجاد سازمان پویندگان و پیشگامان به تناسب مقاطع تحصیلی راهنمایی و متوسطه، همچنین طراحی دسته های سازمان یافته برای فعالیت های فرهنگی، امدادی، علمی و سازندگی ,طراحی لباس، آرم نشان عضویت، پرچم سازمانی و تطبیق آموزش آمادگی دفاعی مدارس با نظام آموزش های نظامی بسیج از جمله موفقیت های این دوران به شمار می رود.
مجلس محترم شورای اسلامی به منظور بسط و گسترش فرهنگی بسیجی در میان دانش آموزان و تقویت بسیج دانش آموزی، در سال 1375 ماده واحده ای به تصویب رساند که به موجب آن وزارت آموزش و پرورش موظف به حمایت و پشتیبانی و تقویت و گسترش بسیج دانش آموزی گردید. با تصویب این قانون فعالیتها و برنامه های بسیج دانش آموزی از قوام و استحکام بیشتری برخوردارگشت، به گونه ای که در پایان سال تحصیلی 78-77 تعداد واحدهای مقاومت پویندگان و پیشگامان بسیج دانش آموزی به بیش از22 هزار واحد در مدارس راهنمایی و متوسطه رسید و بیش از 5/2 ملیون نفر از دختران و پسران دانش آموز به عضویت بسیج دانش آموزی در آمدند.
متعاقب مصوبه مجلس شورای اسلامی و با پیگیری های به عمل آمده سطح تشکیلاتی بسیج دانش آموزی نیز به منظور فراهم کردن امکان موفقیت بیشتر در تحقق اهداف و مأموریتهای محوله ارتقا یافت و در سال 77 به عنوان سازمان بسیج دانش آموزی ادامه مأموریت داد.
امروز سازمان بسیج دانش آموزی به حول قوه الهی با برخورداری از مدیران و کارشناسان مجرب در سطح مرکز و 28 رده استانی و بیش از 600 حوزه مقاومت بسیج دانش آموزی در قریب 26 هزار مدرسه راهنمائی و متوسطه کشور واحدهای مقاومت بسیج دانش آموزی را گسترش داده و تاکنون بیش از 3 میلیون نفر از دانش آموزان دختر و پسر میهن اسلامی به عضویت در این تشکل دانش آموزی و نهاد برگرفته از متن ملت قهرمان ایران در آمده اند.
ساختار تشکیلاتی
نیروهای بسیج ایران از بدو تأسیس تا پایان مسئولیت سردار سید یحیی صفوی رسماً زیرمجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودهاند. با تغییر فرماندهی سپاه و با روی کار آمدن سردار محمدعلی جعفری مسئولیت فرماندهی بسیج برای اولین بار به فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی واگذار گردید، و حسین تائب در تیرماه ۱۳۷۸ به فرماندهی بسیج منصوب شد اما پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران فرماندهی بسیج به سردار محمدرضا نقدی سپرده شد.
بودجه
براساس قانون برنامه چهارم توسعه بایستی هر سال ۴۰۰ میلیارد تومان برای بسیج در نظر گرفته شود که در سال اول برنامه یعنی سال ۱۳۸۴، ۱۷۳ میلیارد تومان و در سال ۸۵ نیز مجدداً ۱۷۳ میلیارد تومان در نظر گرفته شدهاست. بگفته فرمانده بسیج و نشریه «صبح صادق» ارگان دفتر سیاسی سپاه بودجه این نهاد در سال ۱۳۸۷ ۲۰۰٪ افزایش پیدا کرده و بصورت جداگانه از این بودجه، ۵۰ میلیارد تومان نیز برای کمک به بسیجیان بیکار در نظر گرفته شدهاست. در سال ۱۳۸۸ هم بر اساس اعلام نشریه برنامه ارگان معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری، بودجه بسیج ۴۵ میلیارد و ۲۳۸ میلیون تومان افزایش یافت.
در سال ۱۳۸۳ به منظور تامین منابع مالی و ارزی و رفع سریع مشکلات درمانی و خدماتی توانبخشی جانبازان و ایثارگران انقلاب اسلامی و تهیه تجهیزات و امکانات مورد نیاز گردانهای عاشورا و الزهرای بسیج معادل ۳۵۰ میلیون دلار از محل حساب ذخیره ارزی به بسیج اختصاص یافت.
نیروی انسانی
بسیج در سراسر کشور ۱۱ میلیون نیروی داوطلب دارد. به اعضای بسیج که درسطح مدارس راهنمایی ایران تحصیل میکنند پویندگان و به اعضای در سطح دبیرستان پیشگامان گفته میشود.
نظرات ()مقدمه
درباره «جنگ نرم» و ارتباط آن با تحولات اجتماعی از منظرهای متفاوتی سخن گفته شده است. این واژه بخصوص بعد از انتخابات اخیر ایران وارد مباحثات روزمره اجتماعی ما شده و از بحث های آکادمیک -دانشگاهی-فاصله گرفته است. جنگ نرم در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه ای است که “جامعه هدف” یا گروه هدف را نشانه می گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب را به انفعال یا شکست وا می دارد. در این مقاله برآنیم تا مطالب مرتبط با این مقوله را گردآوری نماییم .
نظر قرآن در مورد جنگ نرم
خداوند در آیهی 217 سورهی مبارکهی بقره میفرماید: "و لایزالون یُقاتلونکم حتی یُرَّدوکُم عَنْ دینِکُم إن استطاعُوا". معنای آیه این است که دشمنان شما همواره با شما در جنگ هستند. واژه لایزالون، دلالت بر استمرار دارد و گویای این است که دشمنان همیشه با هر روشی با شما می جنگند.
خداوند در آیهی 217 سورهی مبارکهی بقره میفرماید: "و لایزالون یُقاتلونکم حتی یُرَّدوکُم عَنْ دینِکُم إن استطاعُوا". معنای آیه این است که دشمنان شما همواره با شما در جنگ هستند. واژه لایزالون، دلالت بر استمرار دارد و گویای این است که دشمنان همیشه با شما در جنگند منتهی بسته به شرایط مکانی و زمانی نوع این جنگ ممکن است متفاوت باشد. گاهی جنگ، جنگ نظامی است. گاهی اقتصادی است و گاهی نیز فرهنگی.
اصولاً جنگهایی که از نوع نظامی است و از وسایل و ادوات نظامی در آن استفاده میشود، بهعنوان جنگ سخت یا Hard War مشهور است. ولی اگر در این جنگ از وسایل و ادوات و کالاهای فکری و فرهنگی استفاده شود، اصطلاحاً به آن Soft War یا جنگ نرم اطلاق میکنند. بنابراین شاخصهی جنگ نرم، استفاده از ابزارهای فکری و فرهنگی است.
کشورهای استکباری به این نتیجه رسیدهاند که همانگونه که استعمار به شیوههای قدیم، دیگر جوابگوی نیازها و اقتضائات امروزه نیست و باید در قالب استعمار نو وارد برخی از کشورها شد، از طریق جنگ سخت نیز چندان نمیتوان موفقیتهای مورد نظر را کسب کرد. بنابراین سعی میکنند با تمرکز بر مسائل فکری، ایدئولوژیک و فرهنگی و در واقع با گشودن جبههی جنگ نرم، به اهداف خود برسند.
امروزه با استفاده از تکنولوژیهای ارتباطاتی مانند سایتها، وبلاگها و... این تأثیرگذاری از سوی آنها راحتتر اعمال میشود. شیوهی عمدهی این تأثیرگذاری نیز به این صورت است که ابتدا مجموعه مؤلفههایی را در ارتباط با یک موضوع استخراج میکنند؛ یعنی در رابطه با موضوعی که میخواهند القائی در مورد آن داشته باشند، چند مؤلفه را استخراج کرده و سعی میکنند دستکم نیمی از این مجموعه مؤلفهها صادق باشد. آنگاه این اطلاعات صحیح را بهعنوان پوشش و چتری بهکار میگیرند تا در دل آن، چند موضوع خلاف واقع و نادرست را با تجزیه و تحلیلهایی و بهعنوان کالا و خدمات فکری و فرهنگی به کام مخاطب بریزند.
بنابراین با جذابیت ظاهری که برای مخاطبان ایجاد میکنند، آنها را در پی بردن به انگیزهی اصلی، دچار مشکل کنند. زیرا هنگامیکه مخاطب میبیند چند مورد از این مؤلفهها صحیح است، دیگر کل آن پدیده و تحلیل ارائه شده از آن را میپذیرد. دشمنان از این طریق میتوانند اهداف مورد نظر خود را به مخاطب تحمیل کنند.
طبیعتاً راه مقابله با جنگ نرم که امروزه بهطور ویژه دانشگاهیان ما درگیر آن هستند، این است که اولاً درک کنیم که این هم یک نوع جنگ است. گمان نکنیم جنگ، فقط جنگ نظامی و سخت است. طرف مقابل ما در این جنگ نیز به دنبال اهداف و منافع خاص خود است و چیز دیگری مدّنظرش نیست. درک اینکه در شرایط جنگ نرم قرار داریم، کمک میکند تا واقعیات اجتماعی و سیاسی پیرامونمان را بهتر ببینیم.
نکتهی دوم اینکه باید درک کنیم اگر در رابطه با یک پدیده از سوی رسانههای بیگانه چند مؤلفه به صورت ظاهراً صحیح القاء میشود، مؤلفههای فراوان دیگری هم وجود دارد که در قالب این چند مؤلفهی صحیح، به صورت خلاف واقع و کذب به خوراک فکری برای مخاطبان تبدیل میشود. اگر قشر جوان و دانشجویان ما دریابند که مجموعهی این مؤلفهها، لزوماً صادق نیست و در دل مؤلفههای درست، بسیاری از مؤلفهها به صورت کاذب وجود دارد، از جذابیت ظاهری که از طریق القائات فکری و فرهنگی میتواند بر افکار تأثیر بگذارد، کاسته میشود. در این رابطه باید دائماً آگاهیبخشی و یادآوری صورت پذیرد.
آیهی 194 سورهی بقره میفرماید: "فمَن اعْتَدی عَلیکم فاعْتَدوا علیه بِمثل ما اعتَدی عَلیْکم"؛ یعنی وقتی دشمنان با شما وارد جنگ شدند، شما هم با آنها مقابله به مثل کنید. اگر جنگ، جنگ نظامی است باید از طریق نظامی وارد شد؛ "و أعِدّوا لهم ما اسْتَطعتم مِن قُوّة". اگر جنگ، جنگ اقتصادی است، به همان شیوه و اگر جنگ، جنگ فرهنگی و فکری است باید مقابل به مثل ما هم به همان صورت شکل بگیرد. بنابراین در کنار موارد پیشگفته و شاید بهعنوان یک محور اساسی، باید مقابله به مثل هم با همان شیوههای فکری- فرهنگی و تقویت افکار سالم در ضمیر جامعه کار کرد. تلاش برای تقویت روزبهروز باورهای سالم، هجمههای فرهنگی و نرم را نیز خنثی خواهد کرد.
باید این نکته را در نظر داشته باشیم که چون قشر دانشگاهی بیشتر با مقولهی فکر و فرهنگ ارتباط دارد، در جنگ نرم دشمن نیز این قشر در اولویتهای بالای آنها قرار میگیرد. حال اگر در قشر تجّار، بازرگانان و... وارد شویم، مباحث اقتصادی و جنگ اقتصادی همچون تحریم و... بیشتر مدّنظر است و مباحث ایدئولوژیکی و فکری چندان موضوعیت پیدا نمیکند. بنابراین دانشگاهیان که بیشتر با دانش، کتاب، ایدئولوژی و فرهنگ و... سر و کار دارند، گروه مخاطب و هدف اصلی دشمن در جنگ نرم هستند.
در مورد نقش اساتید دانشگاه در مقابله با جنگ نرم نیز این نکته حائز اهمیت است که نقش روشنگر آنها برای دانشجویان بسیار اساسی است. استادان دانشگاه میتوانند ادراک مناسب از وضعیت موجود را به دانشجویان خود منتقل کنند. بدون شک اگر دشمنان ما مانند آمریکا و اسرائیل، حرفهای جذابی میزنند، دلشان برای این کشور نسوخته یا دنبال منافع ملی ما نیستند. انگیزههای آنها از توجه به کشورهای خاورمیانه را میتوان در عراق و افغانستان مشاهده کرد. بنابراین جذابیتهای ظاهری که دشمن در قالب القائاتش ایجاد میکند، باید توسط اساتید برای دانشجویان کالبدشکافی شود.
مواجهه با جنگ نرم
از آنجا که از جنگ نرم بعنوان یک تهدید مهم علیه انقلاب یاد می شود، توجه به ابعاد آن ضروری است که به بعضی از موارد آن اشاره می کنیم:
1-واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) کاربرد دارد البته گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت استفاده می شود ولی در نهایت معمولا به یک مفهوم ختم می شود. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است. دراین باره منسجم ترین کتابی که با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار یافته به جوزف نای تعلق دارد. وی معتقد است مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر «اجبار» و مبنای قدرت نرم بر «اقناع» است او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است. البته اگر مبنای قدرت سخت بر اجبار و مبنای قدرت نرم بر اقناع باشد می توان به این تفکیک جوزف نای خورده گرفت چرا که رسانه، اقتصاد و دیپلماسی می توانند در ذیل هر دو عنوان سخت یا نرم قرار گیرند. نرم یا سخت بودن آن بستگی به این دارد که در نهایت برای وادار کردن طرف مقابل به انجام کاری یا بازداشتن او از کاری استفاده می شود یا از این ها بعنوان یک اقدام تشویقی و اقناعی استفاده می شود اما به هر حال در اینکه امروز استفاده از قدرت نرم برای تامین منافع ملی و تمامیت ارضی و حفظ کشور یک ضرورت است و مراقبت از کشور در برابر تهدید نرم حیاتی است، اختلافی وجود ندارد.
2- حوادث پس از انتخابات کشور نشان داد که استفاده از قدرت نرم علیه تمامیت ارضی، استقلال و هویت ملی کشور تنها در شرایط ضعف و شکست نظام اتفاق نمی افتد بلکه در «پیروزی های خیره کننده» هم از این ابزار برای تضعیف موقعیت داخلی و بین المللی انقلاب و نظام استفاده می شود از این رو رهبرمعظم انقلاب اسلامی برای خنثی کردن این مرحله حساس از تهدیدهای دشمن، دانشجویان، اساتید دانشگاهها و هنرمندان را به میدان فراخوانده اند.
این فراخوان از یک سو پایان نیافتن توطئه نرم علیه انقلاب را تداعی می کند و از سوی دیگر نشان می دهد که اگر چه تهدید نرم علاوه بر «موجودیت»، «امنیت» و «اصالت» نظام را هدف قرار داده است ولی رزمندگان سنگر انقلاب در این میدان اولا و بالذات نیروهای امنیتی نیستند هرچند نیروهای امنیتی نیز در این میدان وظیفه حساسی را به دوش دارند.
3- در جنگ نرم، دشمن از ادبیات سیاه- تاریک نشان دادن آینده- بهره می گیرد و با سوار شدن بر مرکب تردید- در اصول، مبانی و دستاوردها- تلاش می کند تا نظام و حافظان آن را مرعوب نماید و با فرسایشی کردن فضای سیاسی، نیروهای اصلی نگهدارنده را خسته نماید بر این اساس طی دو ماه گذشته ما شاهد حداکثر سیاه نمایی روی موفقیت های بزرگ نظام- شامل موفقیت در جلب بی نظیر حضور مردم در صحنه انتخابات، موفقیت های بزرگ در سیاست خارجی، موفقیت بزرگ در کم کردن فاصله طبقات اجتماعی، موفقیت بزرگ در پاکدستی مدیران و فعالیت شبانه روزی آنان، به ثمر نشستن سیاست های منطقه ای ایران، روزآمد کردن شعارهای انقلاب و...- بوده ایم. در همان حال نیروهای داخلی جنگ نرم با نیروها و قدرت های خارجی جنگ نرم چنان آمیختند که سوا کردن این دو از یکدیگر به غایت دشوار گردید این همه برای آن بود که به شهروند ایرانی که برای انقلاب و نظام برآمده از آن بیش از 40 سال تلاش کرده است، بباورانند که حرف های انقلاب از اساس نادرست است. ببینید نخست وزیر اوائل انقلاب و رئیس جمهور سابق و رئیس مجلس اسبق و... چه می گویند و چگونه برای دست یافتن به قدرت، خود را به آب و آتش می زنند پس این دعواها همه ماهیت قدرت طلبی دارند! کنار بکشید!، هرچه می خواهد بشود، بشود!
رهبر معظم انقلاب اسلامی - دامت برکاته- برای خنثی شدن این ترفند به اساتید دانشگاهها فرمودند «لازم نیست شما از افراد نام ببرید ولی لازم است که به دانشجویان امید بدهید تا دستاوردهای بزرگ کشورشان را کوچک نبینند.»
4- در جنگ نرم، دشمن با واقعیت کاری ندارد بلکه او واقعیت را برای مخاطب می سازد. شما همین روزها شاهدید با وجود اینکه بعضی از کسانی که از آنان به «شهدای سبز» نام برده می شد، زنده بودن خود را در تلویزیون اعلام کردند، هنوز بعنوان کشته یاد می شوند! و جالب تر اینکه تلاش وسیعی صورت می گیرد تا تعداد این کشته ها به 72 تن برسد حتی اگر لازم شد نام دختری که چندین بار از منزل متواری شده و در نهایت هفته ها بعد از حوادث انتخاباتی خود را از پل عابر پیاده به زیر افکنده و جان باخته است در لیست «شهدا» قرار می دهند تا این عدد مقدس تکمیل شود. در این صحنه اساساً واقعیت مهم نیست. مهم این است که در بازی تبلیغات سیاه، روی چه چیزی توافق و تأکید شده است. البته برای مردم ایران واقعیت ها پوشیده نیستند و عدم واقعیت های خلاف گوها هم سکه ای است که عمر آن به 10 روز نرسید.
5- در این جنگ نرم، محیط های جوان «میدان مناسب» ارزیابی می شود، در واقع استفاده از «احساسات» و «مظلوم گرایی» چاشنی اقدامات خطرناک و هزینه بری است که فرماندهان آشوب خود از پذیرش آن اجتناب می ورزند. در این میدان آن دسته از نیروهای جوان که به دلیل برخورداری از «زیرکی سیاسی» و «فهم استوار» دست فتنه گران را می خوانند وظیفه ای خاص بر عهده دارند. کما اینکه نخبگان دوران دیده هم برای کنار زدن پرده های تردید -که گاهی پرده های تردید، دلهای پاک را هم می لرزاند- باید به میدان آمده و حقایق را بیان نمایند. از این رو رهبر معظم انقلاب روی رسالت دانشجویان - با عنوان افسران جوان- و اساتید دانشگاه - با عنوان فرماندهان خودی جبهه نرم- انگشت گذاشته و مسئولیت شان را یادآور شدند.
6- در جنگ نرم، دشمن اصلی هزینه چندانی نمی پردازد- اگر چه البته پول زیادی خرج می کند- هزینه را نیروهای داخلی- عمدتاً با دریافت حق العمل - می پردازند و صد البته در این میدان آن دسته از نیروهای داخلی که برای تغییر وضع موجود انگیزه شخصی قوی تری دارند نقش برجسته تری دارند. برای پاره ای از مسئولان سابق مانع شدن از «کنار رفتن پرده ها» مهمترین انگیزه شخصی است. بعضی از نخبگان گردن کلفت که در کشور به انواع فسادها آلوده شده اند، طبعاً نمی خواهند باب سؤالات باز شود از این رو حاضرند به قیمت زیر سؤال رفتن کشور، ریخته شدن خون بی گناهان و بر باد رفتن حیثیت ملی مانع مفتوح شدن پرونده ها شوند. این ها به آسانی و به طرفه العینی جذب برنامه های دشمنان قسم خورده اسلام می شوند و عناوین سیاسی آنان، مانعی برای ایفای نقش در براندازی نظام نخواهد بود. با این وصف اگر کسی تصور کند برای وحدت می توان از خطاهای آنان چشم پوشی کرد، دچار خطای بزرگتری شده است. اگر اقدام آنان صرفاً یک «خطا» باشد که بر تداوم آن اصرار نمی شود. آنان در بیانیه های رسمی با صراحت می گویند نظام کوتاه بیاید تا ما کوتاه بیائیم. نظام باید از چه چیزی کوتاه بیاید؟ بدون تردید منظور آنان کوتاه آمدن نظام در پرونده های کلان سوءاستفاده های اقتصادی و مالی است. همین چند روز پیش یکی از این افراد در نامه ای از قوه قضائیه خواسته است که از پیگیری پرونده دو متهم- که اینک در بازداشت به سر می برند- خودداری کند. استدلال ظاهری این است که این دو به فلان دولت وقت کمک های مؤثری در جذب کمک های خارجی به کشور داشته اند ولی این واقعیت ندارد. واقعیت این است که این دو نفر واسطه سوءاستفاده های میلیاردی «بعضی ها» بوده اند و پیگیری این پرونده می تواند این روابط ناسالم و شرم آور اقتصادی را برملا کند. در همان حال برخی از خبرها حکایت از این دارد که این دو با سازمان جاسوسی آمریکا مرتبط بوده اند که در نامه توصیه مورد اشاره بی اهمیت فرض شده است!
7- جنگ نرم، صحنه تقابل دروغ های بزرگ با واقعیت های تردیدناپذیر است در این میدان دروغ های بزرگ لباس واقعیت های تردیدناپذیر به تن می کنند و واقعیت های تردیدناپذیر، دروغ های بزرگ خوانده می شوند. بیانیه ها و نامه های اخیر آقایان موسوی و کروبی که از طریق حدود 2500 سایت و وبلاگ بازتاب داده شده و پی درپی در تلویزیونها و رادیوهای آمریکا، اروپا، اسرائیل و عربستان نشخوار می شوند، دروغ های بزرگی اند که به پیکار واقعیت های تردیدناپذیر آمده اند. در این جنگ نرم، کافی است که هواداران جبهه حق بیدار باشند و بیکار ننشیند چرا که زبان حق همیشه مؤثرتر از زبان باطل است و نیک می دانیم که «للحق دوله و للباطل جوله».
نظر مقام معظم رهبری در مواجهه با جنگ نرم
این مساله در قالب یک فرآیند مراحل ذیل را در بر می گیرد:
1- معظم له از سالها قبل، خطر تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی دشمن علیه کشور را متذکر شده اند وبه مناسبت های مختلف ماهیت این خطر را بیان کرده اند. ایشان در سفر به استان سمنان در تحلیلی جامع، شاخصه های ناتوی فرهنگی را به صورت ذیل بیان فرمودند:
- ایجاد اختلاف وتفرقه در میان ملت ایران وجهان اسلام؛
- جلوگیری از الگو شدن ایران در جهان اسلام ومنطقه؛
- مرعوب ومنکوب کردن مسئولین ومقامات تصمیم گیرنده؛
-دامن زدن به مسائل وحساسیت های قومی ومذهبی؛
- القاء ناکارآمدی نظام.
از آنجا که ماهیت جنگ نرم یک اقدام فرهنگی بوده که طی آن مفروضات ذهنی ومبانی فکری افراد تخریب می شود؛ بنابراین باید گفت که شاخصه های ناتوی فرهنگی در واقع همان محتوای جنگ نرم است که دشمن جهت عملیاتی کردن آنها از طریق جنگ نرم عمل می کند. به عبارت دیگر گام عملیاتی دشمن در ناتوی فرهنگی، جنگ نرم است.
2- نگاهی به بیانات معظم له در ماههای اخیر گویای این تحلیل است که ناتوی فرهنگی از حدود یکی دو سال پیش وارد مرحله عملیاتی خود یعنی جنگ نرم شده و از حوزه فکری و فرهنگی به حوزه سیاسی و امنیتی وارد شده است. آنچه معظم له در دانشگاه علم وصنعت پیرامون نفی و اثبات های نظام اسلامی و ایستادگی بر سر آنها، ساخت ظاهری و باطنی نظام اسلامی و اولویت ساخت باطن بر ظاهر، لزوم تعیین شاخصه های هویت اسلامی نظام و مراقبت از این شاخصه ها بیان فرمودند، نوعی هشدار در مورد حساس بودن این مقولات و احتمال توطئه دشمن در این زمینه را متبادر به ذهن می کند.
این مساله را رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم تبریز(28/11/1387) با صراحت بیشتری مطرح کردند و فرمودند: « این تهاجم فرهنگی که بنده چند سال قبل گفتم، این شبیخون فرهنگی که انسان در بخشهای مختلفی می بیند به این نیت است؛ با این قصد است؛ انقلاب را از محتوای خود، از مضمون اسلامی ودینی خود، از روح انقلابی خود تهی کنند و جدا کنند. این، از همان نقاط حساسی است که هوشیاری مردم را می طلبد.»
معظم له در ادامه می فرمایند: «همه بدانند که امروز دشمنان نظام جمهوری اسلامی از برکندن این بنیان مستحکم، احساس عجز می کنند؛ سعی شان این است که به وسائل گوناگون، به دست خود کسانی که تو این انقلاب بودند و هستند، از این محتوا ذره ذره بکنند. جمهوری اسلامی، اسمش جمهوری اسلامی باشد، اسمش نظام انقلابی باشد، اما از محتوای اسلام، از محتوای انقلاب در آن خبری نباشد.»
معظم له در سفر به استان کردستان عملیاتی شدن طرح های دشمن جهت راه اندازی جنگ نرم علیه کشور را هشدار دادند و فرمودند: « این را سر بسته ومجمل بدانید و توجه داشته باشید دشمن مشغول تلاش است. الان در همین پشت مرزهای ما دستگاههای جاسوسی استکبار، علنا مشغول فعالیتند. یعنی ساختمان سی آی ای به طور رسمی وعلنی در منطقه ی کردستان عراق مشغول کار وتلاش وفعالیتند وتلاش آنها علیه جمهوری اسلامی و بر روی هدایت هر جریانی که از او بتوانند ضد نظام جمهوری اسلامی استفاده کنند، متمرکز است. اینها تحلیل نیست، اینها اطلاع است؛ اینها آگاهی هائی است که ما داریم.»
بر این اساس ایشان در همین دیدار لزوم حفظ مرزهای فکری و روحی نظام را مطرح کردند و فرمودند:« نگذارید دشمن مثل موریانه به جان پایه های فکری واعتقادی وایمانی مردم بیفتد وآنها را دچار رخنه کند»
3- روندی را که مقام معظم رهبری به آن اشاره می کنند در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری نشانه های بارزی از آن روشن شد و به گفته معظم له نخبگان را در معرض امتحان قرار داد. طی این تحولات به روشنی دستگاههای رسانه ای استکبار(بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا و...) از اهداف وخواسته های گروههای اصلاح طلب و طرح شایعه تقلب از سوی آنها حمایت کرده و مردم را به تجمعات خیابانی و اقدامات غیر قانونی دعوت می کردند. به اعتراف برخی از عوامل فکری آشوب های اخیر(کیان تاج بخش) «اغتشاشات اخیر یک اتفاق نبود بلکه یک برنامه درازمدت پس از پایان جنگ تحمیلی با هدف خدشه دار ساختن نظام ولایت فقیه و مردم سالاری دینی بوده است.» تاج بخش این برنامه دراز مدت را دارای سه مرحله ی استحاله فرهنگی، استحاله سیاسی و نافرمانی مدنی یا انقلاب مخملی و رنگی ذکر کرد که به روشنی فرایند اعلام خطر رهبری در مورد خطر ناتوی فرهنگی تا رسیدن به جنگ نرم را مستند می کند.
در شرایطی که دشمن با یک برنامه ریزی دراز مدت قصد داشت از بزنگاه انتخابات جهت ضربه زدن کاری علیه نظام استفاده کند برخی از نخبگان که می بایست در این مواقع با استفاده از ظرفیت خود نهایت خدمت به نظام را انجام دهند مهر سکوت بر لب زده و برخی در جبهه موافق با دشمن قرار گرفتند و مردود شدند. این در حالی بود که مقام معظم رهبری با تبیین روشن ودقیق اوضاع حجت را بر همگان تمام کردند. معظم له در بیاناتی به صراحت فرمودند: « نخبگان سر جلسه ی امتحانند؛ امتحان عظیمی است. دراین امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است. اگر بخواهیم به این معنا دچار نشویم، راهش این است که خرد را، که انسان را به عبودیت دعوت می کند، معیار وملاک قرار بدهیم؛ شاخص قرار بدهیم.»(29/4/88)
بنابراین این جنگ نرم که حتی طی آن برخی از نخبگان به جبهه خودی شلیک کردند فرایند و برنامه ریزی طولانی مدتی را به همراه دارد. ازاین رو اگر در سالهای قبل به جهت حاکمیت تفکر اولویت توسعه اقتصادی وسیاسی بر دیگر مسائل، به بیانات روشن مقام معظم رهبری که خطر رشد تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی را گوشزد می کرد توجه شایسته ای نشد، دولت دهم که با پرچم احیای ارزش های انقلابی کار خود را آغاز کرده است باید نسبت به این تهاجم فرهنگی که امروزه در قالب جنگ نرم وارد مرحله جدی تر خود شده است به مقابله هوشیارانه بپردازد. باید توجه داشت که ورود ناتوی فرهنگی به فاز جنگ نرم به معنای عبوراز ناتوی فرهنگی نیست بلکه در جنگ نرم اهداف ناتوی فرهنگی با جدیت بیشتر و با ابزار و وسائل گوناگون دنبال شده و از این جهت خطر بیشتری متوجه نظام است. بنابراین باید هشدارهای معظم له را در مورد ناتوی فرهنگی با نظر به جنگ نرم مورد توجه داشت. در این مقابله به نظر می رسد روش های پیشنهادی ذیل بخشی از کار باشد:
- دستگاه اطلاعاتی کشور نسبت به تمامی سطوح جامعه اعم از سیاست، اقتصاد وفرهنگ باید هوشیاری جدی داشته باشد؛ چرا که هرچند جنگ نرم اقدامی فرهنگی است اما در راه رسیدن به اهداف خود از هر وسیله ای استفاده می کند.
- توجه زیاد دولت نهم به سفر های استانی و حل مشکلات رفاهی مردم نباید دولت را از مسائل کلان و اساسی نظیر حفاظت از مرزهای جغرافیایی دور کند. در این میان موضوع قاچاق اسلحه به داخل کشور با حساسیت زیادی باید پیگیری و با شدت برخورد شود.
- وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی تنها نقش تدافعی در مقابله با پدیده های ضد فرهنگ اسلامی نداشته باشد بلکه با بهره گیری از تاریخ غنی هنر وادبیات کشور که گره خورده با آئین اسلام است به تولید محصولات فرهنگی فاخر بپردازد.
- یکی از مهم ترین اقدامات نقش تبلیغات دینی است؛ چرا که از ابزارهای اساسی و دائمی جنگ نرم، تبلیغات می باشد و این ابزار کار ساز را تنها از طریق ارشاد و تبلیغ دینی از طریق رسانه، محافل مذهبی و... می توان به کار گرفت.
پیشنهاد
با توجه به آنچه مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاهها فرمودند، وزارت علوم باید در راستای اصلاح مبانی علوم انسانی و بومی سازی آن مبتنی بر اندیشه های اصیل اسلامی وایرانی گام بردارد؛ چرا که تفاوت آشکار این مبانی با اصول اسلامی سبب جدایی قشر فرهنگی وروشنفکر جامعه از نیازههای فرهنگی یک جامعه اسلامی شده و برنامه ها وتصمیمات از سوی آنها برای جامعه تجویز می شود که نه تنها مشکلات را حل نمی کند بلکه چه بسا همسو با برنامه های دشمن قرار گرفته وجامعه را به سوی سکولاریسم ودیگر اندیشه های ضد اسلامی پیش ببرد. یکی از راه های مبارزه جامع با تهاجم نرم آموزش کامل قشر فرهنگی است.
نتیجه گیری
جنگ نرم ، جنگی نامحسوس است که هدف آن تغییر در افکار ، فرهنگ ، ایدئولوژی ، جهان بینی و اعتقادات ماست. ما اگر این عناصر اساسی را نداشته باشیم کاملاً در برابر دشمنان شکست خوردهایم. پس بسیار لازم و ضروری است که راه های تهاجم نرم و جنگ فرهنگی را بشناسیم و با آمادگی لازم و آموزش کافی در برابر این تهاجم ناجوانمردانه با تمام قوا و ایمانمان ایستادگی کنیم و همچون هشت سال دفاع مقدس این بار پاسدار مرزهای معنوی خود باشیم.
منابع و مآخذ :
کتاب های جنگ نرم 1 و 2 تألیف حمید ضیابی پرور
کتاب جنگ روانی : مدیریت مطالعات سیاسی معاونت سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری
کتاب موج فتنه از جمل تا جنگ نرم تألیف احمد حسین شریفی
بیانات مقام معظم رهبری در سخنرانی هایشان
قرآن کریم
تعدادی از تفاسیر قرآنی
سایت آفتاب
سایت سپاه نیوز
سایت رجا نیوز
سایت تبیان
سایت تابناک
نظرات ()
نظرات ()